استشهادیه‌ای بر یک جنایت

یک ناداستان دقیق از شبی هولناک در تاریخ معاصر مکزیک

دوم اکتبر ۱۹۶۸ است و تنها ۱۰ روز تا شروع مسابقات المپیک در مکزیک باقی مانده که یکی از سیاه­‌ترین شب­های تاریخ مکزیک رقم می‌خورد. در حالی که ده‌هزار دانشجوی معترض در بخش تلاتِلولکو شهر مکزیکو‌سیتی گردهمایی مسالمت‌آمیز برگزار کرده‌اند، ناگهان نیروهای سرکوب حکومت شروع به تیراندازی می­کنند. فاجعهٔ تلاتلولکو اتفاق می‌افتد. جواب اعتراضات دانشجویان مکزیک که مطالباتی فرادانشگاهی چون آزادای زندانیان سیاسی و انحلال گارد ویژه است با گلوله داده می‌شود. خبرنگاران سراسر جهان که برای پوشش اتفاقات جذاب المپیک تابستانی راهی مکزیک شده‌اند خود را شاهد یک کشتار دسته‌جمعی می‌یابند. به گفته مقامات رسمی دولت ۴۴ نفر و به گفتهٔ شاهدان عینی بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر قتل­‌عام و هزاران نفر نیز مجروح و دستگیر شدند. بالاخره مهم‌ترین دغدغهٔ سیاستمداران وقت برگزاری المپیک است و بهانه حفظ توهم «آبروی ملی»‌ هر نوع برخورد با شهروندان، حتی وحشیانه‌ترین شکل کشتار را موجه کرده. ده روز بعد یعنی ۱۲ اکتبر،‌ بازی‌های المپیک با افتتاحیه‌ای مجلل و پرطمطراق آغاز می‌شود. اما دریغ! در بازی‌ها هیچ نامی از کشته‌شدگان و هیچ نشانی از مجروحین برده نمی‌شود.

اِلنا پونیاتوسکا، نویسنده کتاب را به خاطر دیدگاه چپ‌گرایانه‌اش «پرنسس سرخ» می‌نامند. این رمان‌نویس و روزنامه‌نگار برجسته تاکنون برنده جایزهٔ رومولو گایه‌گوس، معتبرترین جایزه داستان‌نویسی آمریکای لاتین و جایزهٔ سروانتس، معادل نوبل ادبی زبان اسپانیایی شده است. پونیاتوسکا همان شبی که کشتار تلاتلوکو انجام شد در حالی که فرزندی چهارماهه در خانه داشت راهی محل واقعه می‌شود. او در حالی شروع به مصاحبه با افراد حاضر در محل می‌کند که هنوز خون در خیابان‌ها جاری است و پدر و مادرهای نگران در جست‌و‌جوی فرزندانشان هستند که هنوز به خانه برنگشته‌اند. کتاب در بدترین شرایط منتشر می‌شود. ناشر از سوی افرادی ناشناس تهدید می‌شود در صورت انتشار کتاب باید هزینهٔ بمب‌گذاری در دفترش را به جان بخرد. روزنامه‌ها اجازه ندارند خبر یا مروری درباره کتاب منتشر کنند. اما در برابر، برخی مردم به نشانه اعتراض، ۱۰ یا ۲۰ نسخه از کتاب را می‌خرند و توزیع می‌کنند. با استقبال مردمی دولت تصمیم می‌گیرد کتاب را به نفع خودش مصادره کند و برای همین به آن جایزه خاویر ویائوروتیا را می‌دهند اما پونیاتوسکا از دریافت آن امتناع می‌کند و خطاب به رئیس‌جمهور می‌گوید: «چه کسی به آن‌ها که در تلاتلولکو در خون غلتیدند جایزه می‌دهد؟»

 کتاب قتل‌عام تلاتلولکو از سه بخش تشکیل می‌شود. بخش اول تحت عنوان «فتح خیابان» به شروع اعتراضات و خواسته‌های دانشجویان می‌پردازد. بخش دوم با عنوان «شب تلاتلولکو» خرده‌روایت‌هایی دردناک از آن شب ارائه می‌دهد؛ به گونه‌ای که شاید مجبور شوید چندین بار خواندن کتاب را متوقف کنید. برخی خرده‌روایت‌ها در این بخش مانند جیغی بلند در دل شب تاریک بدن شما را به رعشه می‌اندازد و به شما یادآور می‌شود که بسیاری از جملات کتاب باید شنیده شود نه اینکه صرفاً خوانده شود. بخش سوم نیز با عنوان «گاه‌شمار» به بیان تیتروار حوادث روایت‌شده می‌پردازد.

فرم روایی کتاب با روایت‌های گوناگون و به صدا درآوردن صداهای شنیده‌نشده ترسیم می‌شود؛ خرده‌روایت‌های دانشجویان، معلمان، خانواده‌ها، زندانیان سیاسی‌، رئیس پلیس، کارگران، رئیس‌جمهور، سربازان، کاسبان و حتی چهره‌های ادبی، کتابی با صدها نویسنده! کتاب نوعی مستند‌نگاری و حتی گونه‌ای استشهادنامه به‌شمار می‌آید کما اینکه زیرعنوان آن در نسخه اسپانیایی چنین است: شهادتنامه‌‌های تاریخ شفاهی.

برای نمونه الویرا ب د کونچئیرو که در کتاب با عنوان مادر یک خانواده‌ معرفی شده تمام آنچه را دیده اینگونه روایت می‌کند: «وقتی متوجه شدم هلیکوپتر به شکل ترسناکی به میدان نزدیک می‌شود و روی مردم آتش گشوده، آنقدر ترسیده بودم که با خود گفتم نه، این نمیتونه حقیقت داشته باشه،‌ این چیزها فقط تو فیلم‌ها اتفاق می‌افته. من این صحنه‌ها را تو سینما دیدم. گلوله‌ها واقعی نیستند! به سمت هلیکوپترها راه افتادم. آنقدر پیش رفتم تا مردم نگه‌ام داشتند.» مبنای کتاب همین خرده‌روایت‌ها است که نویسنده آن‌‌ها را در کنار هم قرار داده و داستان را به پیش می‌برد.

پونیاتوسکا گرچه در این کتاب به واسطه سابقه روزنامه‌نگاری و قلم قوی خود شرح مفصلی از جزئیات قتل‌عام مردم در دوم اکتبر برای خوانندگان ارائه می‌دهد اما در نهایت مخاطب کتاب متوجه ریشه‌های شکل‌گیری نارضایتی‌ها نمی‌شود و نمی‌داند که چه فضای اقتصادی و سیاسی‌ای منجر به وقوع چنین اعتراضات فراگیر و پرجمعیتی شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *