تاریخ جذاب نوع بشر به عنوان مصرف‌کنندهٔ انرژی

چگونه از مرحله شکار حیوانات در جنگل به سفارش غذاهای متنوع در گوشی‌ها رسیدیم؟

کار مشخص می کند که ما چه کسی هستیم؛ موقعیت ما را تعیین می‌کند و تعیین می‌کند که چگونه، کجا و با چه کسی بیشتر وقت خود را بگذرانیم. براساس کار است که ما ارزش خود را می‌سنجیم و کار است که ارزش‌های ما را شکل می‌دهد. اما آیا استاندارد بی‌چون و چرای انسان بودن این است که هرکس به اندازه توانش سخت کار کند؟ آیا اجداد عصر حجر ما هم زندگی می‌کردند تا کار کنند و کار می‌کردند تا زندگی کنند؟ اگر کار در دنیای ما این‌قدر اهمیت دارد، اگر ربات‌ها کارهای ما را از ما بگیرند، دنیایی که در آن کار نقش بسیار کمتری دارد، چگونه می‌تواند باشد؟

برای پاسخ به این سؤالات، جیمز سوزمنِ انسان‌شناس تاریخچه مفصلی از «کار» را از منشأ حیات روی زمین تا زمان حال که همه چیز خودکار شده روایت می‌کند و برخی از عمیق‌ترین فرضیات ما را در مورد اینکه چه کسی هستیم به چالش می‌کشد. او بر اساس بینش‌هایی که از انسان‌شناسی، باستان‌شناسی، زیست‌شناسی تکاملی، جانورشناسی، فیزیک و اقتصاد، به دست آورده، نشان می‌دهد که در حالی که ما جوری تکامل یافته‌ایم که که لذت، معنا و هدف را در کار بجوییم، اجداد ما در بخش اعظمی از تاریخ بسیار کمتر کار می‌کردند و در مورد کار بسیار متفاوت از ما هم فکر می‌کردند.

داستان او از اینجا شروع می‌شود که همه موجودات زنده انرژی مصرف می‌کنند و برای به‌دست آوردن انرژی، کار می‌کنند. اما انسان‌ها با خلاقیتی شگفت‌آور و با ابزارسازی نحوه استفاده از انرژی را تغییر داده‌اند. سوزمن فرایند تاریخی این خلاقیت برای کم کردن کار برای پیدا کردن غذا را به نحوی درخشان توضیح می‌دهد؛ تاریخی که از تبرهای کوچک شروع می‌شود و به شهرها و تمدن‌های بزرگ می‌رسد. به‌طور مثال، گوریل‌ها روزانه به اندازه ۱۵ درصد وزن بدن‌شان غذا می‌خورند و برای همین، نیمی از ساعات بیداری خود را صرف جستجوی غذا می‌کنند. اما انسان به لطف آتش، بزرگترین اختراعش برای صرفه‌جویی در کار، معادل تنها ۲ تا ۳ درصد از وزنش غذا می‌خورد. ابتکارات بشر در کشف آتش و ابزارسازی حتی بر تکامل بدن ما تاثیر گذاشته است: آشپزی جذب انرژی غذا را بسیار آسان می‌کند، بنابراین تکاملْ فک، دندان و روده ما را کوچک کرده و مغز ما را رشد داده است. وقتی انسان‌ها از جمع‌آوری شکار به کشاورزی روی آوردند مجبور شدند کار بیشتری انجام دهند. اما این هم بود که کشاورزی مقادیری زیادی مواد غذایی با کیفیت پایین‌تر نسبت به زندگی عصر شکار تولید می‌کرد که به واسطه آن، تداوم حیات شهرها، فرهنگ‌ها، دولت‌ها و تجارت‌های بی‌شماری میسر می‌شد.

سوزمن توضیح می‌دهد حیوانات اهلی تقریباً تمام انرژی غیرغذایی انسان را تا قرن هجدهم تأمین می‌کردند تا اینکه در این زمان، و در پی انقلاب صنعتی حجم بسیار بالایی از نیرو برای صنعت و حمل‌و‌نقل ایجاد کرد. در اوایل قرن نوزدهم، برق زندگی خانگی را متحول کرد. انقلاب کامپیوتری قرن بیستم بیشتر کار مغز انسان را به عهده گرفت و هوش مصنوعی قرن بیست‌و‌یکم روابط کار را کاملاً دگرگون کرده است. اما از قضا، آن‌طور که سوزمن در پایان این کتاب سرگرم‌کننده‌ نشان می‌دهد، این وفور انرژی به فراغتی که آینده‌پژوهان پیش‌بینی کرده بودند، منجر نشده است. در ایالات متحده، ساعات کار افزایش یافته است و سود فناوری عمدتاً جیب اقلیت کوچکی را پُر می‌کند.

سوزمن معتقد است که ما در بحبوحه یک نقطه دگرگون کننده مشابه در تاریخ هستیم، و نشان می‌دهد که چگونه اتوماسیون ممکن است رابطه ما با کار را متحول کند و سعی می‌کند نشان دهد چگونه می‌توان آینده‌ای پایدارتر و عادلانه‌تر برای جهان و خودمان ایجاد کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *