«روابط سیاسی بین شاه و مخالفان پس از کودتای ۲۸ مرداد در مواقعی به بازی شطرنج میمانست؛ اما در بیشتر اوقات شبیه مسابقه کیکبوکسینگ بود که هیچ قانونی در آن اعمال نمیشد و همه ضربات مجاز بود. با افزایش قدرت و شهوت شاه برای قدرت، مخالفان به مقاومت رادیکال روی آوردند. شطرنجبازان یا بازی را ترک کردند یا از هر دو اردوگاه حذف شدند و کیکبوکسورهایی باقی ماندند که کشور را وارد یک بازی خطرناک با حاصل جمع صفر کردند.» (ص ۴۲) موضوع کتاب ظهور استبداد مدرن که از علی رهنما ترجمه شده -مورخ سختکوشی که کم حرف میزند و چیز زیادی دربارهاش نمیدانیم- همین تغییر سیاست ایران از بازی شطرنج به کیکبوکسینگ است. مهمترین دلیل این تغییر، حرکت بدون تردید محمدرضا پهلوی به سوی قدرت مطلق بود. آنطور که آقای رهنما در نزدیک به ۷۰۰ صفحه با جزئیات روایت میکند، شاه از زمان بازگشت از ایتالیا –در پی پیروزی کودتا و سرنگونی دولت محمد مصدق- تا زمانی که مراسم پرریختوپاش تاجگذاریاش لحظهای در سرکوب مخالفان، کنار زدن همراهانی که اندکی استقلال رای داشتند و نزدیکی و همراهی با آمریکاییها تردید به خود راه نداد
کتاب پر است از جزئیات؛ روش معمول رهنما در تاریخنگاری. اما این جزئیات همگی در همچون دانههای تسبیح کنار هم قرار میگیرند و این روند را نشان میدهند. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۵، شاه همه مخالفان را سرکوب میکند و همه نهادهای قانونی را در اختیار اراده خود میگیرد. سیاست داغ و پرتنش دوران مصدق ناگهان یخ میزند. طبق نظر رهنما، از اینجا تا سال ۱۳۴۶، پویایی سیاست ایران را استراتژی آمریکاییها تعیین میکند. سیاست آمریکاییها در ایرانِ پس از کودتا دو ستون داشت: استقرار و حمایت از یک دولت حامی آمریکا و انجام یک سری سیاستهای اصلاحی به نحوی که این حکومت را در برابر رقیب بزرگ یعنی شوروی تثبیت کند. تا ابتدای دهه ۴۰ شاه به این اصلاحات تن نمیداد. بنابراین آمریکاییها مجبور شدند او را به انتخابات نیمهباز در سال ۱۳۳۹ یا پذیرش نخستوزیری علی امینی مجبور کنند. نتیجه هردو برای آمریکاییها دلسردکننده بود تا اینکه در اسدالله علم و ارسنجانی راه اصلاحات ارضی را باز کردند. همانطور که رهنما نشان میدهد، شاه ابتدا از این اصلاحات میترسید اما وقتی متوجه محبوبیتی شد که اصلاحات ارضی میتواند به ارمغان بیاورد، ارسنجانی را روانه سفارت ایران در رم کرد و همه اصلاحات را به نام خود زد. رهنما میگوید در پایان دورانی که منتهی به تاجگذاری شاه شد، آمریکایی ایده محدود کردن حکومت او به روالهای دموکراتیک را رها کردند و با شاه کاملاً مستبد کنار آمدند. ترس آنان از جبهه ملی یا به تعبیر رهنما، «مصدقیها» و اینکه آنها نمیتوانند دولتی کاملاً همراه آمریکا را اداره کنند، در این تصمیم بیتاثیر نبود.
اما همه اینها تنها نیمی از ماجرا بود. نیمهٔ دیگر ماجرا زوال جبهه ملی است: یعنی آخرین نسل سیاستمداران اپوزیسیون شاه که به روالهای قانونی و مسالمتآمیز اعتقاد داشتند. کتاب ظهور استبداد مدرن در واقع مقدمه و روایت زمینههای برآمدن نسلی از جوانان خشمگین است که داستانشان در کتاب دیگر رهنما یعنی انقلابیون مارکسیست ایرانی (در ایران با نام چپ رادیکال) روایت شده است.