چادرنشینان استپهای اوراسیا نقشی بیبدیل در تاریخ جهان دارند، اما دستاوردهایشان اغلب نادیده گرفته شده است. همین قبایل بودند که برخی از بزرگترین فاتحان جهان را آفریدند: آتیلا، چنگیز و تیمور فقط برخی از نامها درمیان این فاتحانند. فاتحانی که امپراطوریهایی دیرپا آفریدند، اولین مسیر تجارت جهانی در راه ابریشم را به راه انداختند و ادیان، تکنولوژی و کالاهایی از هر نوع را به نحوی در نقاط مختلف گسترش دادند که تاریخ و زندگی انسانها را از چین گرفته تا اروپا و خاورمیانه برای همیشه تغییر دادند. از همین استپها آنقدر سلسلهها و خاندانها و اقوام گوناگونی مثل مغولها و ترکها و سکاها آمدند که تاریخ جهان مدرن را اساساً متحول کردند.
کِنِث هارل، استاد تاریخ باستان آمریکایی است که کتابهای متعددی در مورد تاریخ روم، بیزانس، وایکینگها، قرون وسطی و تمدنهای باستانی منتشر کرده است. در کتاب امپراتوری استپها: تاریخ قبایل چادرنشینی که تمدن آفریدند به تاریخ این قبایل چادرنشین از آغاز کار تا اوائل دوران مدرن (مرگ تیمور گورکانی در اوائل قرن پانزدهم) پرداخته است. زندگی دشوار آنان در استپهای وحشی، مردمانی جنگجو، منعطف و عملگرا پرورش داد که همواره آماده آموختن از دشمنانشان بودند. آنان بیش از ۱۵۰۰ سال برندهٔ جنگها بودند و امپراطوریهایی بزرگ را در هم شکستند.
بخش اعظمی از کتاب شرح تاریخ باستان است، جنگهای شاهان و نامهای جنگجویانی که خواننده به سختی به یاد خواهد سپرد. اما داستانهایی به یادماندنی نیز در این میان هست: داستان ملکهٔ جنگجوی سکاها، تامیریس که دو بار ایرانیان را که در آن زمان بزرگترین و قدرتمندترین امپراطوری بودند، شکست داد، یکی ازین داستانهاست. داستان اسبهایی که به جای عرق، خون ترشح میکردند چون به نوعی انگل دچار میشدند، داستان دیگری است. رهبران این قبایل میان شاهزادگان روسی و خلیفههای مسلمین فرق نمیگذاشتند و هر دو را در قالیهایی میپیچیدند و زیر پای اسبها می انداختند تا بمیرند، چون با ریختن خون فرمانروایان روی زمین ممکن بود خطر عصبانی کردن خدای آسمان «تِنگْری» را به جان بخرند. اما کشتن مردمان عادی بی دردسرتر بود و میشد از جمجمههای سرشان برجهای برافراشته ساخت.
اگرچه کتاب چنین صحنههای دهشتناکی را توصیف میکند، اما هارل میگوید که این چادرنشینان در نهایت آنیمیسم [باور به وجود روح در اجزای جهان] را در کنار این شیوههای خشونتبار کنار گذاشتند و به بودیسم، مانویت، مسیحیت، یهودیت یا اسلام گرویدند. کمکم یکجانشین شدند و به کشاورزی روی آوردند و شهرهایی در کنارهٔ جادهٔ ابریشم بنا کردند و فرهنگها و جوامع یونان و روسیه و خاورمیانه را شکلی جدید دادند. کانیشکا یکی از شاهان سلسلهٔ کوشانی کسی بود که از آنیمیسم دست شست و بودایی شد و بدین نحو، مذهبی هندی را تبدیل به دینی جهانی کرد، چون میسیونرهای مذهبیاش میتوانستند به راحتی و در امنیت در مسیر جادهٔ ابریشم حرکت کنند و به چین برسند.
هارل اعتبار دو انقلاب نظامی را نیز به این چادرنشینان میدهد: اولی این که آنان بودند که دوهزار سال قبل از میلاد مسیح ارابههایی که اسبها آنها را میکشیدند ساختند که جنگجویان میتوانستند از این ارابهها نیزه یا تیر از کمان بیاندازند، ابتکاری که در جهان پیش رفت و به چین و بریتانیا هم رسید. دوم اینکه هزار سال پیش از میلاد بود که سواران کماندار بر پشت اسب جای ارابهها را گرفتند. این کمانداران اسبسوار با رکابهای فلزی و تیراندازی خارقالعادهشان کسانی بودند که سربازان آموزشدیدهٔ ارتشهای تمدنهای بزرگی چون چین و بیزانس از پسشان برنمیآمدند و تنها چارهشان ساختن دیوارهای بلندی بود که خود را از شر آنان در امان نگاه دارند. حدود دوهزار سال ارتشهای عظیم امپراطوریهای جهان باستان از شکست دادن این قبایل ناتوان بودند، قبایلی که با تاکتیک غافلگیری و با تعداد اندک این امپراطوریها را به زانو درمیآوردند، اما هارل در این کتاب نشان میدهد که پیشرفت این مردمان به همان اندازه مدیون جنگ بود که مدیون دیپلماسی و ازدواجهای سیاسی و ادغام فاتحان در جوامع مغلوب.