افسانه فردگرایی؛ آفریدن تاریخ، نه آن‌طور که می‌خواهی

فرارفتن از افسانهٔ فرهنگی‌ فردگرایی که تنها به درد قدرت‌مداران می‌خورد

حتماً همهٔ شما داستان محمد بسیجه، کارگر کوره‌پزخانه‌ای در پاکدشت، را که به دلیل تجاوز و قتل ۲۷ کودک و ۳ بزرگسال اعدام شد، به یاد دارید. او به‌تنهایی دست به جنایاتی زد که هنوز هم یادآوری‌شان دردناک است. تصویر اولیه‌ای که در ذهن شکل می‌گیرد، این است که او آگاهانه تصمیم به جنایت گرفته و دست به عمل زده است. بدون شک این تصویر حدی از واقعیت را نشان می‌دهد اما به‌هیچ‌وجه همهٔ واقعیت نیست.

بدون‌شک همه ما تصوری از این موضوع داریم که او در محیطی دیگر شاید آدمی دیگر بود و چنین نمی‌‌کرد. برای دیدن همهٔ واقعیت یعنی برای دیدن این‌که چطور ساختارهای اجتماعی‌فرهنگی و زمینه‌های شخصیتی و زندگی‌نامه‌ای به کسی شکل دادند که بتواند دست به چنین جنایتی بزند، نیاز به بینشی جامعه‌شناختی دارید که در کنار آن جنبهٔ آگاهانه و انتخاب‌شده، نیروهای مؤثر بر عمل فرد را هم نشان دهد. بدون این بینش به‌سادگی گزارهٔ بی‌معنی «تقصیر کسی نیست جز خودت» را خواهیم پذیرفت.

کتاب افسانهٔ فردگرایی دقیقاً می‌کوشد با نقد همه‌جانبهٔ فردگرایی یعنی «نظامی اعتقادی که فرد را بالاتر از از گروه، زندگی خصوصی را بالاتر از زندگی عمومی و نمود و بیان شخصی را بالاتر از تجربهٔ جمعی می‌نشاند» نشان دهد که «هویت فردی ما خود ساختهٔ اجتماع است و پیوسته به‌وسیلهٔ مناسبات اجتماعی کوچک و بزرگ تداوم می‌یابد». همین موضوع، محور اصلی برای کندوکاو در زمان‌ها و مکان‌های گوناگون از جادوگران سدهٔ هفدهم میلادی تا بمب‌گذارهای سدهٔ بیست‌ویکم میلادی شده است.

از این‌که چطور یک فرد تبدیل به شخص می‌شود تا این‌که چطور نافرمانی و البته هم‌نوایی فرد با گروه ممکن می‌شود سخن گفته می‌شود. در این کتاب این‌که چطور خانواده و طبقهٔ اجتماعی عمیقاً و وسیعاً به زندگی جسمانی و روانی‌مان شکل می‌دهند زمینه‌ای می‌شود برای طرح این موضوع که چگونه مناسبات بزرگ‌تر و وسیع‌تر سرمایه‌دارانه نه تنها زندگی‌های ما بلکه تاریخ کشورها را «نه آن‌طور که دلخواه‌شان است و نه تحت شرایطی که خود برگزیده‌اند» شکل داده است. نویسندهٔ کتاب در دو فصل مهم کتاب به دو موضوع «کنترل حکومتی، قدرت دولتی» و «قدرت رسانه‌های جمعی» می‌پردازد و نشان می‌دهد که این ساختارهای فرافردی چگونه نقشی اساسی در شکل‌دادن به رفتار و فکر ما دارند.

با این‌حال، کتاب ابداً عاملیت قدرتمند انسانی را نادیده نمی‌گیرد؛ چیزی که از آن به نام «قدرت جمعی» نام می‌برد. توجه به عاملیت انسانی در کنار توجه به آن ساختارهای اجتماعی که این عاملیت را شکل داده‌اند یا محدود کرده‌اند -که می‌توان این را رویکردی همه‌جانبه‌نگر به زندگی اجتماعی در نظر گرفت- از ویژگی‌های متمایز کتاب است.

کتاب افسانهٔ فردگرایی در مجموعهٔ «دانش عمومی» انتشارات بیدگل منتشر شده است و جالب این است که چنین کتابی، با چنین رویکردی، از باقی آثار این انتشارات در این مجموعه متمایز است. کالرو استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه اورگان غربی در ایالات متحد است. کتاب دیگر او نابرابربودن[1]نام دارد که در آن به این موضوع می‌پردازد که چگونه هویت می‌تواند به کسب قدرت و امتیاز کمک کند یا از آن جلو بگیرد.

کتاب با درکی موسع از علم جامعه‌شناسی که گاه از مرزهای رشته‌ای آن فراتر می‌رود و برای مخاطبان عام نوشته شده است. به همین دلیل آن را می‌توان روان و آسوده خواند و از تحلیل شگفتی‌آور پدیده‌ها و رویدادها سیاسی و جنایی و تاریخی در آن لذت برد. اما آن‌چه این کتاب را متمایز می‌کند این است که عملاً در نوشتارگان فارسی در نوع خود بی‌نظیر است، هم به دلیل به‌روزبودن، هم به دلیل گسترهٔ حوزه‌هایی که در آن‌ها اجتماعی‌بودن را کاویده است و هم به دلیل استدلال‌های نیرومند علیه فردگرایی. ترجمهٔ روان هادی جلیلی که از مترجمان مسلط در حوزهٔ علوم اجتماعی است بر گیرایی این کتاب افزوده است.

در حوزهٔ موضوع این کتاب همچنین می‌توانید کتاب‌هایی مثل منش فرد و ساختار اجتماعی و بینش جامعه‌شناختی هر دو نوشتهٔ سی. رایت میلز، جامعه‌شناس رادیکال امریکایی، را که به فارسی هم ترجمه شده‌اند، مطالعه کنید. نویسندهٔ کتاب افسانهٔ فردگرایی در کتاب خود بارها و به شکل‌های گوناگون به او ادای دین می‌کند.


[1] Being unequal

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *