آیا دوستی راستین در عصر نئولیبرالیسم امکان‌پذیر است؟

نئولیبرالیسم ما را تنهاتر از همیشه کرده است. یک فیلسوف سیاسی معتقد است هنوز می‌توان این وضعیت را تغییر داد

روانشناسی‌های زرد موفقیت، تحت‌تأثیر ایدئولوژی نئولیبرال، مدام ما را وادار می‌کنند تا انسان‌های دیگر را به چشم ابزارهایی برای دستیابی به اهدافمان ببینیم. گویی که دوستی و ارتباط با سایر انسان‌ها، رابطه‌ای یک‌طرفه است که در آن به شکل یک‌سویه، فقط باید «دریافت» کرد؛ چندان اثری از «دَهِش» در این گفتمان به چشم نمی‌خورد. آدم‌ها منابعی برای بهره‌کشی هستند و کسی که نمی‌تواند به اندازه کافی به ما منفعت‌رسانی کند، باید از حلقه دوستان‌مان طرد شود. شاید به همین دلیل، بیش از پیش احساس تنهایی می‌کنیم و نوستالژیِ روابط سرشار از تعهد، عشق و ازخودگذشتگی را در زمان‌های گذشته در سر می‌پرورانیم. به راستی چنین روابطی در عصر انسان اقتصادی هم قابلیت تحقق دارند؟

کتاب دوستی در عصر اقتصاد، امیدوارانه به ما پاسخ مثبت می‌دهد. ادعای نویسنده این است که نه تنها همچنان دوستی‌های عمیق امکان شکل‌گیری دارند، بلکه می‌توانند در راستای تغییر نظم موجود عمل کنند. نویسنده، رابطهٔ مبتنی بر مصرف و رابطهٔ مبتنی بر کارآفرینی (یا به عبارت بهتر، سودآفرینی[1]) را به عنوان دو شکل غالب از روابط در عصر حاضر بازشناسی می‌کند. رابطهٔ مبتنی بر مصرف، رابطه‌ای است که برپایه کسب حداکثر لذتِ بدون تعهد استوار است؛ لذتی که باید در زمان حال تأمین شود، بی‌آنکه وابستگی و تعهدی به گذشته یا آینده داشته باشد.

رابطهٔ کارآفرینانه، رابطه‌ای است که با سرمایه‌گذاری در زمان حال، به امید بیشترین بازگشت سرمایه در زمان آینده شکل می‌گیرد. نویسنده اما با ارجاع به ارسطو سه شکل از دوستی را بازشناسی می‌کند: دوستی بر پایه منفعت، دوستی بر پایه لذت و دوستی راستین. در دو شکل اول، انگیزه دوستی نه تمامیت طرف مقابل که منفعت یا لذتی است که از خلال رابطه با او حاصل می‌شود.

دوستی راستین اما شکلی از دوستی است که با «دغدغه دیگری را داشتن» گره خورده و منجر به آن می‌شود که ما پا را از نیازهای شخصی خودمان فراتر بگذاریم و نیازهای دیگری را بر نیازهای خویش اولویت بخشیم. در این روابط «گذشته»ای که افراد با یکدیگر سپری کرده‌اند، نقش مهمی دارد. این پیشینه مشترک و یگانه میان دوستان است که منجر به عشق ورزیدن به تمامیت وجود دیگری به عنوان موجودی منحصر‌به‌فرد می‌شود؛ موجودی که جایگزین‌نا‌پذیر است.

اما دوستی راستین، چگونه می‌تواند به بستری برای تغییر وضع موجود بدل شود؟ از خلال گفتگوها و وقت‌گذرانی‌های مشترک است که دوستان صمیمی این امکان را پیدا می‌کنند که با اتکا به اعتمادی که در رابطه ایجاد شده است، به نقد هنجارها و ارزش‌های یکدیگر بپردازند و آن‌ها را به چالش بکشند. «دوستی عمیق» می‌تواند نقطه عزیمتی برای ایجاد همبستگی و تغییر وضع موجود باشد. چرا که نیروهای نئولیبرالیسم، با تشویق ما به فردگرایی و نظاره دیگران به مثابه ابزارهایی برای کسب حداکثر منفعت شخصی، امکان همبستگی را از ما سلب کرده‌اند. درحالی‌که همبستگی از الزامات مبارزه برای تغییر وضع موجود است.

تاد می، فیلسوف سیاسی معاصر، بیش از ۳۰سال است که به تدریس فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی می‌پردازد. او علاوه بر کتاب‌هایی با موضوعات تخصصی‌ و آکادمیک، به نگارش مجموعه‌ای از کتاب‌ها با موضوعات عام‌تر، برای گروه بزرگ‌تری از مخاطبان، پرداخته است که دوستی در عصر اقتصاد یکی از آن‌هاست. او عموماً در این کتاب‌ها به رنج‌های وجودی زندگی از قبیل مرگ و معنای زندگی در فلسفه اگزیستانسیال می‌پردازد. او تجربهٔ آموزش فلسفه به زندانیان را هم در کارنامه خود دارد.

مهم‌ترین نکته مثبت کتاب تاد می آن است که به خوبی توانسته از سانتی‌مانتالیسم و افتادن به دام سوگواری برای گذشته دوری کند. کتاب به ما نشان می‌دهد که نئولیبرالیسم بیش از مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های صرفاً اقتصادی است و مبارزه با آن هم مبارزه‌ای است که نه فقط در ساحت اقتصاد، که در ساحات دیگری نظیر اخلاق نیز باید تداوم یابد.


[1] «کارآفرین» ترجمه رایج واژه entrepreneur در زبان فارسی است که معنای این واژه را تا حد زیادی تغییر می‌دهد. واژه «سوداگر» یا «سودآفرین» معادل‌های بهتری برای این کلمه هستند، با اینحال از آنجا که این واژه در متن کتاب، «کارآفرین» ترجمه شده، در این مرور نیز از همان واژه «کارآفرین» استفاده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *