خشم شهری؛ بعضی‌ها بهش می‌گویند اغتشاش، بعضی‌ها می‌گویند اعتراض

فرودستان شهری و طردشدگان چرا شورش می‌کنند؟ آیا شیوه دیگری برای اعتراض به بی‌عدالتی‌های شهری دارند؟

شبحی بر فراز سیاست ایران سرگردان است؛ شبح آبان ۹۸. با اینحال هنوز تحلیل درخوری از اتفاقات آن یک هفته منتشر نشده است. جامعه سیاسی و آکادمیک ایران در مورد این اتفاق مهم سکوت کرده است و حتی به نظر می‌رسد واژگان لازم برای بیان مسئله را ندارد. در طول یک دهه گذشته نه تنها در ایران (که سابقه اعتراضات شهری‌اش به اوایل دهه ۷۰ برمی‌گردد) بلکه در سراسر جهان شاهد به خیابان آمدن مردمان عاصی‌شده‌ای هستیم که حتی نظام‌های انتخاباتی را کافی برای بیان خواسته‌های‌شان نمی‌بینند.

کتاب خشم شهری: شورش طردشدگان چارچوب تحلیلی مناسبی را در اختیار خوانندگان قرار می‌دهد تا بتوانند رابطه بین نابرابری‌های فزاینده در کلانشهرها و شورش طردشدگان را در یک سنت انتقادی فرانسوی، مفهوم‌پردازی کنند. یکی از ایده‌های اصلی کتاب این است که افزایش بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نظیر خیزش‌های شهری در عصر شهری ما نشانه‌ی شکست دموکراسی‌های لیبرالی در رفع مسئله‌ی طردشدگی است؛ محرومیت از بهره‌مندی از حقوق، مزایا و فرصت‌های مساوی با دیگران. کلان‌شهرها مزایای بسیاری دارند اما برای مطرودانی که از حقوق و مزایای در دسترس دیگران، محروم‌اند زیست روزمره‌ی شهری تداعی‌کننده‌ی این طردشدگی است و این جمعیت مطرود که حسی عمیق از بی‌عدالتی در آنها شکل گرفته، دیر یا زود منفجر خواهند شد. نابرابری‌ها و طرد فزاینده مشخصهٔ بافتار خیزش‌های شهری است؛ حتی در کشورهایی با سنت‌های قوی برابری و دموکراسی.

مشکل وقتی بیشتر می‌شود که رویکردهای رایج و چارچوب‌های آسیب‌شناختی این خیزش‌ها را به‌عنوان پدیده‌های نامطلوب اخلاقی و با کلماتی مانند قانون‌گریزی و هنجارشکنی بازنمایی می‌کنند. دیکچ که در این کتاب به دنبال ارائه خوانشی سیاسی از خیزش‌های شهری است، این رویکرد را مورد نقد قرار می‌دهد. به زعم او، عنصر سیاسی در این خیزش‌ها برملاکردن الگوها، دینامیسم‌ها و ساختارهای طرد و سرکوب است که به روالی عادی و هنجارمند، درآمده‌اند؛ به نقطه‌ای می‌رسد که طردشدگان دست به اقداماتی می‌زنند تا نشان دهند سهم کمی در جامعه‌شان دارند یا حتی هیچ سهمی ندارند. با این اوصاف، گسترش نابرابری‌ها، افزایش مشکلات مادی و تنش‌های اجتماعی، کاهش آزادی‌های مدنی و سرکوب فزاینده، دورنمای عصر شهری است.

دیکچ در این کتاب لحنی روایی و مستند‌نگارانه دارد و به شش مورد از اعتراضات شهری می‌پردازد: در مورد آمریکا، اعتراضات حول ماجرای فرگوسن را به عنوان تابعی از سیاست‌های تبعیض نژادی علیه سیاه‌پوستان بررسی می‌کند؛ در بریتانیا اعتراضات سال ۲۰۱۱ لندن را ذیل سیاست تبعیض و بی‌عدالتی می‌بیند؛ در مورد پاریس تداوم سیاست‌های استعماری علیه مهاجران مستعمرات سابق فرانسه را برجسته می‌کند؛ به سوئد می‌رود تا اعتراضات شهری را در کشوری با سابقه طولانی سوسیال‌دموکراسی بکاود؛ در یونان تاثیر سیاست‌های ریاضتی دیکته‌شده از سوی نظام بین‌المللی را نشان می‌دهد و دست آخر به زادگاه خود، ترکیه، می‌رسد؛ جایی که سیاست‌های بازار آزاد در سرکوب‌گری حزبی اسلام‌گرا ترکیب شده است.

مصطفی دیکچ در مقطع دکتری در دانشگاه کالیفرنیا زیر نظر ادوارد سوجا، جغرافیدان منتقد امریکایی رساله خود را به پایان می‌رساند و مضمون اصلی کارهای فلسفی و پژوهشی خود را به امر فضا و سیاست اختصاص می‌دهد. از سوی دیگر به شدت تحت‌تاثیر رانسیر و خصوصاً رساله مشهورش شب‌های پرولتاریاست.

اثر مصطفی دیکچ را می‌توان ذیل فلسفه سیاسی متاخر فرانسه رده‌بندی کرد که به نحو قابل قبولی «فضا» را در مقام امری کاملا سیاسی نه مدیریتی، صورتبندی می‌کند. در عین حال، اثر مذکور به شدت دارای پشتوانه پژوهشی و متکی به داده‌های واقعی است و در جای جای کتاب، نقل قول‌های به‌جایی مورد استفاده قرار گرفته که غنای تجربی اثر را تضمین می‌کند. کتاب برای کسانی که به فلسفه سیاسی فضا و مطالعات انتقادی فضا آشنا هستند، خواندنی است و با اینکه می‌توان آن را در زمره آثار دانشگاهی رده‌بندی کرد برای سیاستگذاران شهری نیز بسیار مفید خواهد بود.

کتاب خشم شهری تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد که نشان دهد دموکراسی‌های کنونی همچنان از نقص‌های بنیادین رنج می‌برند و توانایی حل مساله نابرابری و بی‌عدالتی را ندارند. اما ضعف بزرگ اثر این است که نمی‌تواند صورتبندی قابل قبولی از واسطه‌های پدیدارشناختی مابین شورش‌های شهری و نابرابری ارائه کند. کتاب همچنین توضیح نمی‌دهد که چرا با وجود نابرابری‌های سرسام‌آور در کشورهای غیردموکراتیک، چرا میزان شورش‌های شهری در این کشورها کمتر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *