دیوید گریبر و روایت تاریخ آلترناتیوِ اقتصاد

فقط یک انسان‌شناسِ آنارشیست می‌تواند با داده‌های تاریخی، اسطوره جریان اصلی اقتصاد را رد کند

همه ما تصوری از پیدایش و تکامل اقتصاد در ذهن داریم. اما گویا این تصویر زیر سئوال است. روایت مرسوم جریان اصلی اقتصاد می‌گوید پول یک ابزار کارآمد بوده که در فرایندی صلح‌آمیز جایگزین تهاترهای پیچیده و سخت شده است. در واقع روایت استاندارد که از آدام اسمیت شروع می‌شود، ترتیب تاریخی را اینطور می‌چیند: تهاتر، پول، بدهی. یعنی مردم اول معامله پایاپای می‌کردند (دو کیلو گندم می‌دادند و مثلاً هشت تا مرغ می‌گرفتند)، به مرور پول به عنوان واسطه رایج شد و در نهایت پای قرض و اعتباردهی به میان آمد. پیش‌فرض چنین توالی‌ای وجود انسان‌های منفردی است که هرکس دنبال برآوردن نیازهای خودش هست.

اما وقتی این فرض بی‌پایه (از لحاظ تاریخی)‌ را کنار بگذاریم و به این فرض تاریخی گردن بگذاریم که انسان‌ها از اول در جوامعی -کوچک یا بزرگ- با هم زندگی می‌کرده‌اند ماجرا فرق می‌کند. این کاری است که دیوید گریبر، انسان‌شناس شهیر آمریکایی، می‌کند. گریبر در کتاب بدهی: تاریخ پنج‌هزارسال نخست این ترتیب را به لحاظ تاریخی و مردم‌شناسانه بررسی می‌کند و نتیجه می‌گیرد که ترتیبْ برعکس بوده است: مردم اول از هم قرض می‌گرفته‌اند، بعد شروع کردند به انجام معامله نقدی و بعدتر است که تهاتر در تاریخ ظاهر می‌شود. کمی عجیب به نظر می‌رسد اما گریبر رد اولین سیستم‌های بدهی را در سومر باستان در ۳۵۰۰ سال قبل از تولد مسیح گرفته است.

ماجرا هم داستان خوشایندی نبوده که هرکس معامله‌اش را بکند و برود دنبال کار خودش. این فرایند در بستر رابطه قدرت نابرابر بین بدهکار و طلبکار رخ داده است؛ فرایندی خشونت‌بار که همراه با خون‌ریزی، بردگی و سرکوب زنان بوده است.

در جوامعی که ارتباطات اجتماعی زیاد و نزدیک بوده، زندگی اقتصادی مبتنی بر ارزهای اجتماعی (social currencies) بوده. اساس تعامل را روابط غیررسمی شکل می‌داده و البته که این روابط برابر و متقابل نبودند. بستان‌کاران پوست بدهاکاران می‌کندند، به بردگی‌شان می‌گرفتند، دستگاهی از اخلاق و دین درست می‌کردند که پس ندادن بدهی را بدل گناهی عظیم کنند و قس‌علی‌هذا. کتاب به موارد متعددی اشاره می‌کند که بدهی‌ها چنان بزرگ می‌شدند که کار به آشوب و تنش اجتماعی می‌کشید و فرمانروایان باستان مجبور بودند در دوره‌هایی دستور بخشش بدهی‌ها را صادر کنند.

گریبر می‌گوید که در دوره‌های بعدی -دوره‌ای میان ۸۰۰ قبل از میلاد تا ۶۰۰ بعد از میلاد- تمدن‌های بزرگ و دولت‌ها هستند که شروع به استفاده از سکه می‌کنند. ضرب سکه همراه با چند روند است: غارت شهرها، پرداخت پول به مزدوران، و گرفتن مالیات به سکه، و برده‌داری -که مستلزم کنده‌شدن تعداد زیادی از مردم از منطقه بومی‌شان و کارکردن به عنوان برده در جاهای دیگر است. از نظر گریبر خشونت دولتی عنصر مهمی در رایج شدن سکه و پول است. روایت دیوید گریبر تا زمانهٔ معاصر ادامه پیدا می‌کند.

اما این چه ربطی به وضعیت کنونی ما دارد؟ گریبر نشان می‌دهد که بدهی و اعتبار در جوامعی به وجود آمده‌اند که اعتماد بسیار زیادی بین اعضا بود. همچنین قرض دادن و قرض گرفتن به این جوامع کمک می‌کرد که با کارآمدی بالایی به حیات‌شان ادامه بدهند. بازارها به این خوبی نمی‌توانستند چنین کاری را انجام دهند چرا که شبکه‌ای از پیوندهای اجتماعی حافظ فرایند قرض‌دادن و گرفتن بود. روایت استاندارد از حیات تاریخ اقتصاد، پشتوانه ایده اصلی آن است: اینکه انسان موجودی منطقی است که همیشه منفعت‌طلبانه رفتار می‌کند.

اینجاست که گریبر زیرآب پشتوانه تاریخی این ایده را می‌زند: انسان‌ها نه ذاتاً خودخواه هستند و نه همیشه منطقی عمل می‌کنند. نکته دوم این‌که روند تکامل نهادهای اقتصادی بر بستری از روابط نابرابر قدرت شکل گرفته است؛ چیزی که در روایت جریان اصلی تعمداً نادیده گرفته می‌شود. اما اگر فکر کرده‌اید گریبر براساس این روایت جدید، نظام اقتصادی جدیدی پیشنهاد می‌کند، خیر از این خبرها نیست. پیشنهاد گریبر رادیکال‌تر است: به این فکر کنید رفتار انسانی آنقدرها هم قابل اندازه‌گیری و قالب‌ریزی نیست که بتواند آن را پایهٔ نظامی کلی قرار داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *