چین و معمای شوک‌درمانی؛ گربه باید [به آرامی] موش بگیرد

چه‌گونه پرجمعیت‌ترین کشور جهان توسعه را بدون شوک‌درمانی و اثرهای مخرب آن تجربه کرد؟


زمانی که دنگ شیائوپینگ، سکاندار و معمار اقتصادی کشور چین پس از مائو، در سال ۱۹۹۷ از دنیا رفت، جهان شاهد اتفاق بزرگی در غول جمعیتی و بزرگترین اقتصاد دنیا تا پیش از دوران استعمار بود: این غول آرام‌آرام برای تبدیل‌شدن به قدرتی جهانی از خواب برمی‌خاست. اما «پویش اصلاحات و گشایش» چینی‌ها با چه ویژگی‌ها و مختصاتی اجرا شد تا معماران این طرح‌های اقتصادی دستاورد چین را به یک «معجزه» تعبیر کنند؟ آنهم در دورانی که در پی اصلاحات اقتصادی در جهان، کشورهای بسیاری با فقر و تورم روزافزون دست و پنجه نرم می‌کردند و حتی ابرقدرتی مانند شوروی از زیر بار عواقب سنگین این اصلاحات جان سالم به در نبرد؟

کتابِ چگونه چین از شوک‌درمانی گریخت؟ بررسی نظری و تجربی رویکرد اقتصادی چین به مسئلۀ سیاست‌های اصلاحات اقتصادی است. سیاست‌هایی که مبتنی بر آزادسازی قیمت‌ها، کاهش پرداخت یارانه‌ها و در مجموع برداشتن کنترل‌ها و مداخله‌های دولتی بر اساس سازوکار بازار است که این سیاست‌ها را عموماً به نام «نئولیبرالیسم» می‌شناسیم.

نویسندۀ کتاب در فصل نخست  تاریخچه‌ای از اشکال مختلف نقش تنظیم‌کنندگی دولت‌های باستانی چین بر بازار ارائه می‌کند و توضیح می‌دهد که رهبران چینی در دهۀ ۱۹۷۰میلادی با این سابقۀ طولانی در هدایت بازار، بحث‌های درازمدت و پژوهش‌های ژرفی را در رابطه با ایجاد اصلاحات اقتصادی درون جامعه و کاستن نقش دولت در بازار آغاز کردند. نتیجۀ این جدال‌های درونیِ حزب کمونیست چین رسیدن به سیاست اصلاحات تدریجی به جای اصلاحات سریع بود.

عوامل زیادی در رسیدن رهبران چینی به این نتیجه موثر بود: آن‌ها نهادها و پژوهشگران پرشماری را از سوی دولت به کار بررسی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی اصلاحات گماشتند، بررسی‌های انجام‌شده از تجربۀ کشورهای اروپای شرقی و توصیه‌های بانک جهانی، نهایتا دو دیدگاه «اصلاحات سریع همراه با رشد کیک اقتصاد» و «اصلاحات تدریجی همراه با توسعۀ متوازن» را دربرمی‌گرفت. حزب حاکم چین هم از تجربه‌های تاریخی کشور خودش و هم از کشورهای دیگر به‌خوبی آموخت که آزادسازی افسارگسیختۀ بازار، منجر به تورم شدید و فقر گسترده در توده‌های مردم می‌شود و بقای خود جامعه و کشور را به خطر می‌اندازد.

کتاب توضیح می‌دهد که چین با در نظر گرفتن این زمینه، اقتصاد کشور را آرام‌آرام به‌سمت بازار هدایت کرد. به‌گونه‌ای می‌توان گفت که در چینِ پس از اصلاحاتْ بازار را خودِ دولت پدید آورد. دولت در ابتدای کار مانع از اخراج گسترده در واحدهای تولیدی و کوچک‌تر شدن سفرۀ کشاورزان و کارگران شد. آن‌ها با برنامه‌ریزی‌های گسترده و متمرکز، نیروهای تولیدی را به‌سمت مهارت‌آموزی و یافتن کار در دیگر شاخه‌ها راهبری کردند؛ امری که با همراهی و موافقت حیرت‌انگیز همۀ بخش‌های قدرت در چین صورت گرفت و موجب فقرزدایی حیرت‌انگیز در چین و افزایش توان اقتصادی شد.

ویژگی متمایزکنندۀ این کتاب در پاسخ‌دادن به پرسش‌هایی است که عموماً از سوی جریان اصلی اقتصاد نادیده گرفته می‌شوند. اصلاحات اقتصادی در جهان هزینه‌ها و اثرهای فاجعه‌باری را بر سطح زندگی عموم مردم برجا گذاشته است؛ نویسنده می‌خواهد، با تشریح تجربۀ چین، بر نقش دولت در کمینه‌کردن این پیامدها تأکید بگذارد.

ایزابل وبر به زبان چینی مسلط است و به اسناد و مدارک دست اولی در حزب چین دست یافته است. زهرا کریمی، یکی از مترجمان کتاب، هم از پژوهشگران اقتصاد چین است و حاصل پژوهش‌های مستقیم خود در کشور چین را در کتابی با عنوان چگونه اژدها بیدار شد؟ منتشر کرده است. مترجمْ این کتاب‌ها را در راستای پاسخ به مسئله‌های اقتصادی ایران و تحقیق در شکل اصلاحات اقتصادی ایران و اثرهای مخرب آن به بازار نشر آورده.

کتاب به دلیل داشتن وجه تجربی و اطلاعات غنی برای گسترۀ وسیعی از مخاطبان نگاشته شده است و پژوهشگران امور اقتصادی و اجتماعی نیز درس‌های فراوانی می‌توانند از آن بگیرند؛ به‌ویژه در دورانی که در ایران اصلاحات اقتصادی سریع و پرشتاب، حتی عموم مردم را نیز نسبت به مفهوم‌هایی نظیر حذف یارانه‌ها، یکی‌کردن قیمت‌ها، تعدیل ساختاری و… حساس‌تر و آگاه‌تر کرده است. تجربۀ چین می‌تواند درس‌های مهم و بزرگی برای آموختن به سیاستمداران و کارگزاران اقتصادی داشته باشد.

کتاب ایزابل وبر با بررسی تاریخ اصلاحات تا دهۀ ۱۹۹۰ در زیرلایۀ خود پیوستگی استراتژی‌های حزب کمونیست چین را علی‌رغم همۀ گسست‌ها و انقطاع‌های اقتصادی از زمان انقلاب نشان می‌دهد: ذات عملگرایانه و به‌روزشوندۀ ایده‌های مائو.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *