میرزا کوچک‌خان ناصر تقوایی؛ متشرع متعصب یا چپ تجزیه‌طلب؟

اگر تقوایی سریال کوچک جنگلی را می‌ساخت با چه چیزی روبرو بودیم؟ حالا فیلم‌نامه تقوایی منتشر شده و قضاوت دراین‌باره امکان‌پذیر است

تصویری از سریال کوچک جنگلی

سریال «کوچک جنگلی» یکی از برجسته‌ترین محصولات تصویری تاریخ تلویزیون ایران است که در دههٔ‌ ۶۰ ساخته شد؛ سریالی که ساخت آن از سال ۶۳ آغاز شد و ۳ سال به طول انجامید و هم اواخر دههٔ‌ ۶۰ و هم بعد از آن بارها از تلویزیون پخش شد.

سریال را قرار بود ناصر تقوایی بسازد. کارهای پیش‌تولید را هم انجام داده بود اما با تهیه‌کنندگان به مشکل برخورد. با وسواسی که از تقوایی سراغ داریم معلوم است که چنین پروژهٔ‌ بزرگی با حضور او پشت دوربین هزینهٔ‌ زیادی داشته. خلاصه‌اش اینکه تقوایی را کنار گذاشتند و بهروز افخمی که خودش در گروه فیلم و سریال بود جای او را گرفت. نتیجه همچنان عالی است اما همهٔ‌ این سال‌ها تصور اینکه اگر تقوایی به عنوان کارگردان بهترین سریال تلویزیونی ایران یعنی «دایی جان ناپلئون» پشت دوربین قرار می‌گرفت چه اتفاقی می‌افتاد دوستداران میرزا کوچک خان را رها نمی‌کرد.

خود پرداختن به زندگی میرزا کوچک خان و نهضت جنگل کار مناقشه‌برانگیزی است. همین الان یک خط دربارهٔ‌ میرزا بنویسید تا یک عده حمله کنند که او آدم خشک‌‌مقدس متعصبی بوده که از فرصت‌ها درست استفاده نکرده و عدهٔ‌ دیگر بگویند که می‌خواسته با کمونیست‌ها دست به یکی کند و خواب تجزیهٔ‌ گیلان را می‌دیده. به گمانم روایت‌های تاریخی نشان می‌دهند که هیچ‌کدام از این‌ها کاملاً حقیقت ندارد.

چه در سریال افخمی که بیشتر وام‌دار کتاب ابراهیم فخرایی است که خودش با نهضت جنگل بوده و چه در فیلمنامه‌ای که حالا از تقوایی چاپ شده و می‌خوانیم که وقایعش از داستان احمد حرار برداشته شده، میرزا کوچک مردی است ملی‌گرا که دغدغهٔ‌ ایران دارد و حتی بسیاری از شکست‌هایش در جنگ‌ها ناشی از خودداری‌اش برای رودررویی با نیروهای ارتش ایران است.

تقوایی را از ساخت سریال کوچک جنگلی کنار گذاشتند و بهروز افخمی که خودش در گروه فیلم و سریال بود جای او را گرفت

در فیلمنامهٔ‌ تقوایی که البته بی‌انصافی است آن را فقط یک فیلمنامه بدانیم و با نثر شیرین و استادانهٔ‌ او بیشتر به رمان بلندی می‌ماند، میرزا کوچک خان و چالش‌های فکری و موقعیتی‌اش را بهتر می‌شود درک کرد. خیلی از سکانس‌های سریال مو‌به‌موی همان چیزی است که در کتاب فیلمنامهٔ‌ تقوایی هم آمده. مثلاً همان سکانس ابتدایی ورود میرزا به رشت و درگیری برای نجات رضا آژان و بعد پناه بردن پیش دکتر حشمت.

خیلی از کاراکترها هم عوض شده‌اند. در سریال به جای گائوک، یوزف را داریم. بازیگران هم که به کلی تغییر کرده‌اند که لااقل این یکی در تصویر الانی که از میرزا کوچک دارم در نسخهٔ‌ سریال بهتر است. علیرضا مجلل چنان در قامت میرزا فرو رفت که نمی‌توانم تصور کنم آن‌طور که تقوایی می‌خواسته داریوش ارجمند نقشش را بازی می‌کرد. اما فیلمنامهٔ‌ تقوایی تصویر بیشتری دارد. خیلی از چیزهایی که در سریال اول هر قسمت به شکل نریشن روایت می‌شد به گواه فیلمنامهٔ‌ تقوایی قرار بوده فیلمبرداری و ساخته شود. لابد یکی از دلایل افزایش بودجه سر پیش‌تولید سریال هم همین بوده است.

چیزی که مرا مسحور کتاب کوچک جنگلی کرد اول نثر پاکیزهٔ‌ تقوایی بود و دوم شیوهٔ‌ روایت تصویری‌اش و بعد اینکه آن‌قدر صفحه به صفحه‌اش دراماتیک است که یقه‌تان را می‌چسبد و رهایتان نمی‌کند. بعد از خواندن کوچک جنگلی با میرزا کوچک خان دیگری آشنا می‌شوید، با دکتر حشمت دیگری. تلقی‌تان از نهضت جنگل عوض می‌شود.

کتاب کوچک جنگلی شاید به لحاظ روایت تاریخی جزو مستندات نباشد اما از دل آن می‌توانید به حقایق جالبی دربارهٔ‌ نهضت جنگل و اعضای آن پی ببرید و جالب‌تر از آن به شیوهٔ‌ نگرش یکی از بهترین کارگردانان و فیلمنامه‌نویسان تاریخ سینمای ایران به شخصیتی که حرف و حدیث درباره‌اش زیاد است.

می‌ماند یک گلایه از منتشرکنندگان کتاب که چرا مقدمهٔ‌ آن را حمید دباشی نوشته. منتقدان بسیاری در ایران هستند که با کارنامهٔ‌ کاری تقوایی آشنایی کامل دارند. مقدمهٔ‌ دباشی جایی میان خاطره‌نویسی و نوستالژی و اشارات سینمایی گیر می‌کند و در نهایت دریچهٔ‌ خوبی برای ورود به جهان فیلمنامهٔ‌ بزرگ تقوایی نیست. سریالی که اگر ساخته می‌شد احتمالا جایی همپای «دایی جان ناپلئون» در تاریخ تصویری ایران پیدا می‌کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *