کمپین تحقیر ترامپ توسط اسرائیل

اریک کورتسلا | مجله تایم

پس از آنکه ایالات متحده و ایران در ۱۷ ژوئن بر سر آتش‌بس به توافق رسیدند، یکی از مقام‌های ارشد دولت آمریکا در حال رصد واکنش‌های فضای مجازی بود که با موضوعی غیرمنتظره روبه‌رو شد. دستیاران دونالد ترامپ انتظار داشتند حامیان او از این توافق استقبال کنند، اما در عوض، بسیاری از چهره‌های تأثیرگذار جنبش «دوباره آمریکا را عظیم کنیم» (MAGA) در شبکه‌های اجتماعی به‌شدت آن را مورد حمله قرار دادند. یکی از آنها مقاله‌ای از یک روزنامه اسرائیلی را با عنوان «می‌توانستی بزرگ‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ باشی، اما شکست خوردی» بازنشر کرد.

چندین نفر نیز هم‌زمان ویدئوی یکسانی از نخست‌وزیر قطر را منتشر کردند که ظاهراً در اسرائیل به جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بی‌اعتنایی می‌کرد و مدعی شدند این رفتار نشان می‌دهد قدرت‌های منطقه‌ای، دولت «ساده‌لوح» ترامپ را جدی نمی‌گیرند. گروهی دیگر نیز ترامپ را متهم کردند که پیش از تحقق هدف اعلام‌شده‌اش -یعنی نابودی برنامه هسته‌ای ایران- تسلیم شده است. بسیاری از این مطالب تقریباً هم‌زمان منتشر شدند و از نظر واژگان، لحن و شیوه بیان شباهت چشمگیری با یکدیگر داشتند.

این مقام آمریکایی شروع به جمع‌آوری اسکرین‌شات‌ها کرد و به این نتیجه رسید که این اتفاق نمی‌تواند تصادفی باشد. او با دنبال کردن منشأ توییت‌های چهره‌های شناخته‌شده جناح راست در فضای مجازی، به این باور رسید که شخصی غیرمنتظره در مرکز این موج انتقاد قرار دارد: برد پارسکیل، مدیر سابق کارزار انتخاباتی ریاست‌جمهوری ترامپ و متخصص مشهور تبلیغات دیجیتال.

سپتامبر گذشته، شرکت بزرگ تبلیغاتی بین‌المللی هاواس (Havas)، طبق اسناد ثبت‌شده در چارچوب قانون ثبت عوامل خارجی آمریکا (FARA) که مجلهتایم آنها را بررسی کرده است، شرکت Clock Tower X متعلق به پارسکیل را برای اجرای یک کارزار دیجیتال به نمایندگی از دولت اسرائیل استخدام کرد. بر اساس این قرارداد، مجموعه پارسکیل موظف بود هر ماه ۱۰۰ محتوای اختصاصی تولید کند که دست‌کم ۸۰ درصد آنها برای مخاطبان نسل Z در شبکه‌هایی مانند تیک‌تاک، اینستاگرام، یوتیوب و پادکست‌ها طراحی شده باشند. در پیش‌نویس قرارداد خدمات که در اسناد FARA وجود دارد، پارسکیل همچنین متعهد شده بود این کارزار را از طریق شبکه‌های اجتماعی و همچنین با ادغام پیام‌های روایی (Narrative Messaging) در رسانه‌های متعلق به شبکه سالم مدیا[i] Salem Media و سایر کانال‌های همسو گسترش دهد.

او در حال حاضر مدیر ارشد راهبردی این شرکت رسانه‌ای محافظه‌کار مسیحی است که مالک ایستگاه‌های رادیویی، وب‌سایت‌ها، پادکست‌ها و رسانه‌های دیجیتال متعددی است. پارسکیل همچنین وعده داده بود که این عملیات دست‌کم ۵۰ میلیون بازدید دیجیتال در هر ماه ایجاد کند و علاوه بر آن، بر نحوه توصیف اسرائیل و جنگ توسط سامانه‌های هوش مصنوعی مانند ChatGPT، Claude و Gemini نیز اثر بگذارد. در مقابل، دولت اسرائیل پذیرفت که ماهانه یک میلیون و پانصد هزار دلار به شرکت Clock Tower X پرداخت کند.

در ظاهر، این کارزار به عنوان تلاشی برای مقابله با افزایش یهودستیزی در فضای آنلاین معرفی شد. اما یکی از مقام‌های وزارت خارجه اسرائیل که از جزئیات این قرارداد اطلاع داشته، می‌گوید هدف راهبردی دیگری نیز وجود داشت: جلوگیری از فاصله گرفتن محافظه‌کاران جوان آمریکا از اسرائیل.

به گفته این مقام، پارسکیل خود را فردی معرفی کرده بود که بیش از هر کس دیگری می‌تواند تصویر اسرائیل را نزد محافظه‌کاران جوان بهبود ببخشد. او بر تجربه خود در مدیریت ماشین انتخاباتی ترامپ تأکید کرده و مدعی شده بود هم معماری اینترنت مدرن را به‌خوبی می‌شناسد و هم جنبش سیاسی‌ای را که ترامپ ایجاد کرده است. همچنین موقعیت او در شرکت Salem Media که شبکه گسترده رسانه‌های محافظه‌کار را در اختیار دارد، امتیاز بزرگی برای این پروژه محسوب می‌شد.

پارسکیل می‌پذیرد که هدف این عملیات جلوگیری از دور شدن محافظه‌کاران جوان از اسرائیل بوده است، اما تأکید می‌کند که نه خودش و نه شرکت‌هایش هیچ نقشی در تحریک افکار عمومی علیه اهداف ترامپ نداشته‌اند. او به مجله تایم می‌گوید: «من هرگز هیچ تلاشی را برای تضعیف رئیس‌جمهور ترامپ تأمین مالی، سازماندهی یا در آن مشارکت نکرده‌ام؛ هیچ‌وقت. این موضوع شامل تفاهم‌نامه و پیشنهاد آتش‌بس او [با ایران] هم می‌شود.»

او ادامه می‌دهد: «این ادعا که من در حال هماهنگی برای طولانی کردن جنگ هستم، کاملاً دروغ است. تنها کسانی که در حال ساختن این روایت درباره اختلاف میان ترامپ، اسرائیل و من هستند، مقام‌های ناشناسی‌اند که با نقل‌قول‌های بدون نام تلاش می‌کنند مرا به یک مترسک سیاسی تبدیل کنند.»

سه نفر که از جزئیات این کارزار اطلاع داشته‌اند، آن را چنین توصیف می‌کنند: یک عملیات پیام‌رسانی که از طریق شبکه‌ای از شرکت‌های به‌هم‌پیوسته اداره می‌شد؛ شرکت‌هایی که یا مستقیماً زیر نظر برد پارسکیل بودند یا او آنها را تأسیس کرده یا مالکشان بود. از جمله این شرکت‌ها می‌توان به Campaign Nucleus و Influenceable اشاره کرد که پارسکیل اکنون در دومی سهام اقلیت دارد. به گفته این افراد، از طریق گروه‌های خصوصی گفتگو، به اینفلوئنسرهای محافظه‌کار متن‌ها و عبارت‌های پیشنهادی برای انتشار در شبکه‌هایی مانند X، اینستاگرام و تیک‌تاک ارسال می‌شد. سپس میزان پرداخت به آنها بر اساس تعداد بازدید و میزان تعاملی که محتوایشان ایجاد می‌کرد، تعیین می‌شد.

شرکت Clock Tower X نیز در وب‌سایت خود اعلام کرده که یک «اکوسیستم اینفلوئنسرها» ایجاد کرده است که شامل «شبکه‌های مدیریت‌شده‌ای است که روایت‌های موردنظر را از طریق صداهای معتبر و پراکنده تقویت می‌کنند.» هنوز مشخص نیست شرکت‌های پارسکیل در چارچوب پروژه اسرائیل چه میزان به تولیدکنندگان محتوا پرداخت کرده‌اند.

اما مجله تایم به پیام‌های داخلی مربوط به یکی دیگر از کارزارهای شرکت Influenceable دست یافته که نشان می‌دهد در آن پروژه، به هر اینفلوئنسر ۲۲۵۰ دلار دستمزد پایه پرداخت می‌شد و علاوه بر آن، برای هر هزار بازدید یک دلار در نظر گرفته می‌شد؛ سقف پرداخت نیز دو میلیون بازدید بود. به این ترتیب، هر اینفلوئنسر می‌توانست بابت یک پست تا ۴۲۵۰ دلار درآمد داشته باشد. افرادی که در این برنامه‌ها مشارکت داشته‌اند و بیشترشان به دلیل نگرانی از پیامدهای احتمالی نخواستند نامشان فاش شود این تصور را که چنین کاری غیراخلاقی یا نامناسب بوده رد کردند.

پارسکیل نیز می‌گوید هیچ بخشی از پول قرارداد ثبت‌شده در FARA برای پرداخت به اینفلوئنسرها استفاده نشده است؛ زیرا در آن صورت، آنها مجبور می‌شدند منبع مالی خود را افشا کنند. او اضافه می‌کند که پس از حملات ۷ اکتبر، سازمان‌های مسیحی دیگری شرکت‌هایش را برای حمایت از اسرائیل به کار گرفته‌اند، اما از نام بردن آنها خودداری می‌کند.

یکی از چهره‌های محافظه‌کاری که با این پروژه همکاری داشته، ایال یاکوبی است؛ فارغ‌التحصیل جوان دانشگاه که حساب کاربری پرمخاطبی در شبکه X دارد. او می‌گوید حدود یک سال پیش، پس از آنکه درباره یهودستیزی در دانشگاه‌ها در برابر یکی از کمیته‌های مجلس نمایندگان آمریکا شهادت داد، همکاری با یکی از شرکت‌های پارسکیل را آغاز کرد.

یاکوبی تأیید می‌کند که از شرکت Influenceable برای مبارزه با یهودستیزی در فضای مجازی پول دریافت کرده است. اما تأکید می‌کند این شرکت هرگز از او نخواسته دیدگاهی را تبلیغ کند که خود به آن اعتقاد نداشته باشد. او می‌گوید: «این مثل یک آژانس تبلیغاتی که کارگزار تو باشد نیست؛ بیشتر شبیه یک همکاری مشترک است.»

عملیات تحت هدایت پارسکیل همچنان ادامه دارد، اما به نظر می‌رسد نه دولت ترامپ و نه دولت اسرائیل از نتایج آن رضایت ندارند. دولت بنیامین نتانیاهو، پارسکیل را استخدام کرده بود تا جایگاه اسرائیل را نزد محافظه‌کاران آمریکایی تقویت کند؛ اما در عمل، حمایت از اسرائیل هم در میان جناح راست آمریکا و هم در افکار عمومی این کشور همچنان کاهش یافته است.

یکی از مقام‌های اسرائیلی آشنا با این قرارداد که به دلیل نداشتن مجوز برای صحبت علنی نخواست نامش فاش شود به تایم می‌گوید: «ما از دست برد پارسکیل عصبانی هستیم. قرار بود اوضاع را بهتر کند. پول زیادی به او پرداخت کرده‌ایم. اما نتیجه چه بوده؟ شرایط فقط بدتر شده است.»

بر اساس داده‌های مرکز پژوهشی پیو (Pew Research Center)، نگاه مثبت آمریکایی‌ها به اسرائیل و همچنین به شخص بنیامین نتانیاهو نسبت به سال گذشته کاهش یافته است. در حال حاضر تنها ۳۲ درصد آمریکایی‌ها دیدگاه مثبتی نسبت به دولت اسرائیل دارند؛ پایین‌ترین میزان طی چند دهه اخیر. در آوریل نیز پژوهش پیو نشان داد که در میان جمهوری‌خواهان، به‌ویژه نسل جوان، دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل افزایش یافته است. طبق این بررسی، ۵۷ درصد جمهوری‌خواهان جوان اکنون دیدگاه نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم سال قبل ۵۰ درصد بود. از سوی دیگر، بنا بر آمار مرکز پژوهش یهودستیزی جنبش مقابله با یهودستیزی  (Combat Antisemitism Movement)از زمان آغاز جنگ ایران، حوادث یهودستیزانه در جهان ۳۴ درصد افزایش یافته است.

پارسکیل اما معتقد است برنامه او موفق بوده است. او می‌گوید: «هدف این کارزار جلوگیری از آن بود که دشمنان اسرائیل و غرب بتوانند میان اسرائیل و آمریکایی‌هایی که به طور سنتی از آن حمایت کرده‌اند -به‌ویژه در جناح راست- شکاف ایجاد کنند؛ همان کاری که تا حد زیادی در میان بخش‌هایی از جناح چپ موفق به انجامش شده‌اند.»

او برای اثبات ادعای خود به نظرسنجی اسکات راسموسن اشاره می‌کند که در ۵ ژوئن منتشر شد. بر اساس این نظرسنجی: ۷۳ درصد کسانی که از «سیاست‌های شبیه ترامپ» حمایت می‌کنند، دیدگاه مثبتی نسبت به اسرائیل دارند. حمایت همین گروه از حملات علیه ایران از ۷۸ درصد به ۸۴ درصد افزایش یافته است. همچنین حمایت از همراهی با اسرائیل پس از درگیری با ایران هفت واحد درصد بیشتر شده است. پارسکیل نتیجه می‌گیرد: «گروهی که مأمور بودیم روی آن تمرکز کنیم، اسرائیل را رها نکرد؛ بلکه بیش از گذشته پشت آن ایستاد.»

در داخل کاخ سفید، برخی از مقام‌ها به دلیل دیگری از این وضعیت ناراضی بودند. آنها معتقد بودند آنچه در ابتدا تلاشی برای حفظ حمایت جناح راست آمریکا از اسرائیل بود، به‌تدریج به یک عملیات نفوذ سیاسی تبدیل شده که با منافع سیاسی خود رئیس‌جمهور در تضاد قرار گرفته است؛ به‌ویژه از زمانی که اهداف جنگی ترامپ و نتانیاهو از یکدیگر فاصله گرفت. به باور این مقام‌ها، شخصی که همچنان این تصور را ایجاد می‌کرد که به ترامپ دسترسی و نزدیکی ویژه دارد، در حال هدایت این عملیات بود.

آنها فکر می‌کردند همان شبکه رسانه‌ای که پارسکیل وعده داده بود فعال کند، اکنون در حال گسترش استدلال‌هایی است که تلاش ترامپ برای پایان دادن به جنگ را تضعیف می‌کند. یکی از مقام‌های ارشد اطلاعاتی آمریکا که به دلیل نداشتن مجوز برای اظهار نظر علنی نخواست نامش فاش شود، به تایم گفت: «ما درباره اینفلوئنسرهای آمریکایی صحبت می‌کنیم که از یک دولت خارجی پول می‌گیرند و سپس تلاش می‌کنند موجی از افکار عمومی ایجاد کنند تا دیدگاه رئیس‌جمهور یا اطرافیانش را تغییر دهند. این موضوع را به هیچ وجه نمی‌توان بی‌اهمیت تلقی کرد.» دفتر بنیامین نتانیاهو از اظهار نظر خودداری کرد. سخنگوی کاخ سفید نیز اعلام کرد که از وجود چنین کارزاری اطلاعی ندارد و بنابراین نظری ارائه نمی‌کند.

برد پارسکیل پیش از این هم خود را از نو ساخته بود. در سال ۲۰۱۶، برد پارسکیل یک فعال تقریباً ناشناخته در حوزه تبلیغات دیجیتال بود؛ اما با استفاده از امکانات تبلیغاتی فیس‌بوک، آن را به یکی از مؤثرترین ابزارهای سیاسی تاریخ معاصر آمریکا تبدیل کرد. او با بهره‌گیری از سیستم هدف‌گیری تبلیغات فیس‌بوک، نقش مهمی در پیروزی غیرمنتظره دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ایفا کرد.

در سال ۲۰۲۰ نیز مدیریت کارزار انتخاباتی ترامپ برای انتخاب مجدد را بر عهده گرفت، اما در تابستان همان سال از سمت خود کنار گذاشته شد. در شش سال بعد، پارسکیل نوعی امپراتوری دیجیتال برای خود ساخت؛ امپراتوری‌ای که بر یک ایده استوار بود: سیاست دیگر صرفاً متقاعد کردن رأی‌دهندگان نیست؛ بلکه تسلط بر الگوریتم‌هایی است که تعیین می‌کنند مردم چه چیزی را ببینند و در نهایت به چه چیزی باور پیدا کنند.

او از طریق شرکت Clock Tower X و مجموعه‌ای از شرکت‌های وابسته، کسب‌وکاری ایجاد کرد که متناسب با عصر جدید رسانه‌ها بود؛ عصری که در آن: تولیدکنندگان محتوا به اندازه مجریان تلویزیون اهمیت پیدا کرده‌اند؛ پادکست‌ها با شبکه‌های خبری کابلی رقابت می‌کنند؛ و الگوریتم‌ها تعیین می‌کنند کدام پیام‌ها گسترش پیدا کنند و کدام ناپدید شوند.

هدف این مدل، خرید مستقیم توجه مخاطبان نبود بلکه قرار بود روایت‌های موردنظر درون جوامعی کاشته شوند که از پیش به افرادی که آن پیام‌ها را منتقل می‌کنند اعتماد داشتند.

چرا اسرائیل به چنین پروژه‌ای نیاز پیدا کرد؟

تا سال ۲۰۲۵، اسرائیل دقیقاً به چنین راهبردی احتیاج داشت. کارزار نظامی پس از حملات ۷ اکتبر دیگر صرفاً یک نبرد میدانی نبود. از نگاه مقام‌های اسرائیلی، آنها به‌تدریج در جنگ اطلاعاتی شکست می‌خوردند؛ جنگی که در فیدهای تیک‌تاک، ریلزهای اینستاگرام، پادکست‌ها، ویدئوهای یوتیوب و حتی سامانه‌های هوش مصنوعی که میلیون‌ها نفر برای درک جهان به آنها مراجعه می‌کنند، جریان داشت.

هم‌زمان، کاهش حمایت از اسرائیل به درون جناح راست آمریکا نیز سرایت کرده بود. چهره‌های بانفوذی مانند تاکر کارلسون و استیو بنن آشکارا نسبت به سیاست‌های نتانیاهو تردید نشان می‌دادند.

هشدار چارلی کرک

فعال محافظه‌کار فقید، چارلی کرک، این تغییر را زودتر از بسیاری از مقام‌های اسرائیلی تشخیص داده بود. او در نامه‌ای خصوصی که در مه ۲۰۲۵ برای نتانیاهو نوشت ــ و TIME آن را مشاهده کرده است ــ هشدار داد که احساسات ضداسرائیلی در فضای آنلاین به «بالاترین سطح تاریخی» رسیده است. او از نتانیاهو خواست یک کارزار ارتباطی تهاجمی به راه بیندازد: اینفلوئنسرها را بسیج کند؛ گروگان‌های آزادشده را برای سخنرانی به کشورهای مختلف بفرستد؛ و شبکه‌های اجتماعی را از روایت‌هایی پر کند که چهره‌ای انسانی‌تر از جامعه اسرائیل نشان دهند.

کرک در نامه خود نوشت: «می‌دانم که تو درگیر جنگی در هفت جبهه هستی و گلایه‌های من در مقایسه با آن ناچیز است. اما می‌خواهم بدانی اسرائیل حتی در میان محافظه‌کاران نیز در حال از دست دادن حمایت است. این باید مثل یک آژیر خطر درجه پنج تلقی شود.» نتانیاهو هرگز به این نامه پاسخ نداد؛ هرچند به گفته فردی آگاه از ماجرا، سال گذشته تلفنی با کرک گفت‌وگو کرده بود.

تا پاییز سال گذشته، وزارت امور خارجه اسرائیل به این نتیجه رسیده بود که روش‌های سنتی دیپلماسی عمومی این کشور ــ که در اسرائیل با عنوان «هسبارا» (Hasbara) شناخته می‌شود ــ دیگر به‌هیچ‌وجه کافی نیست. به گفته یکی از مقام‌های این وزارتخانه، اسرائیلی‌ها نگران نفوذ فزاینده چهره‌هایی مانند تاکر کارلسون و استیو بنن بودند. همچنین این نگرانی وجود داشت که در میان محافظه‌کاران جوان آمریکایی این تصور در حال گسترش است که اسرائیل به‌طور پنهانی سیاست خارجی آمریکا را کنترل می‌کند.

علاوه بر این، آنها بیم داشتند که جی. دی. ونس و متحدانش، جناح راست آمریکا را به سمت نوعی انزواگرایی سوق دهند که با منافع راهبردی اسرائیل ناسازگار است. به همین دلیل، اسرائیل به دنبال فردی بود که هم فضای اینترنت را بشناسد و هم فرهنگ سیاسی جنبش MAGA را.

چرا پارسکیل انتخاب شد؟

پارسکیل تنها مشاور نزدیک به ترامپ نبود که اسرائیل با او تماس گرفت، اما از نگاه مقام‌های اسرائیلی، او بهترین گزینه به نظر می‌رسید. طبق اسناد FARA، او در سپتامبر ۲۰۲۵ قرارداد را امضا کرد. یکی از مقام‌های اسرائیلی که در مذاکرات حضور داشت، می‌گوید پارسکیل خود را فردی معرفی کرده بود که ارتباطی منحصربه‌فرد با دنیای سیاسی ترامپ دارد. اما به گفته منابع آگاه، پارسکیل بیش از پنج سال است که با شخص ترامپ گفت‌وگو نکرده است.

تلاش برای اثرگذاری بر ChatGPT و دیگر هوش‌های مصنوعی

یکی از بخش‌های مهم برنامه پارسکیل، اثرگذاری بر منابعی بود که چت‌بات‌های هوش مصنوعی از آنها برای پاسخ دادن استفاده می‌کنند. در چارچوب این پروژه، وب‌سایت‌هایی مانند:  PaxPoint.org و  FactSignal.org ایجاد شدند.

این سایت‌ها بیش از آنکه برای خوانندگان انسانی طراحی شده باشند، برای سامانه‌های هوش مصنوعی ساخته شده بودند؛ سامانه‌هایی که هنگام پاسخ دادن، اطلاعات را از سراسر اینترنت جمع‌آوری و ترکیب می‌کنند. به عبارت دیگر، هدف این بود که محتوایی در وب منتشر شود تا مدل‌های هوش مصنوعی هنگام پاسخ به پرسش‌های کاربران درباره اسرائیل یا جنگ، به آن استناد کنند یا از آن تأثیر بگیرند.

شبکه گسترده اینفلوئنسرهای محافظه‌کار

بخش دیگری از این عملیات، شبکه‌ای وسیع از اینفلوئنسرهای محافظه‌کار بود. یکی از افرادی که پیش‌تر در این برنامه حضور داشته، می‌گوید: «پیام‌های هماهنگ از طریق گروه‌های خصوصی برای آنها ارسال می‌شد؛ زمان انتشار پست‌ها میان افراد مختلف هماهنگ می‌شد؛ و میزان دستمزد بر اساس گستره انتشار مطالب تعیین می‌شد.»

ماجرای نوشابه‌ها

نمونه‌ای مشابه از چنین فعالیتی در ماه مارس آشکار شد. نیک سورتور (Nick Sortor)، یکی از چهره‌های محافظه‌کار که بیش از یک میلیون دنبال‌کننده در شبکه X دارد، شرکت Influenceable را متهم کرد که یک کارزار تبلیغاتی اعلام‌نشده را به نفع صنعت نوشابه هماهنگ کرده است.

به گفته او، چندین اینفلوئنسر MAGA تقریباً هم‌زمان پیام‌هایی بسیار شبیه به هم منتشر کرده بودند که از نوشابه‌های شیرین دفاع می‌کرد و در عین حال به علاقه مشهور ترامپ به Diet Coke اشاره داشت. سورتور از این پست‌های تقریباً یکسان اسکرین‌شات منتشر کرد و مدعی شد این شبکه در حال ساختن گفت‌وگویی ظاهراً خودجوش در فضای مجازی بوده است.

نگرانی مقام‌های آمریکایی

همین افشاگری توجه همان مقام آمریکایی را که بحث‌های مربوط به ایران و اسرائیل را زیر نظر داشت، جلب کرد. او وقتی دقیق‌تر به گفت‌وگوهای محافظه‌کاران درباره توافق آتش‌بس نگاه کرد، همان الگوها را دوباره مشاهده کرد: عبارت‌های مشابه؛ انتشار هم‌زمان؛ و حساب‌هایی که ظاهراً مستقل بودند اما تقریباً یک حرف را تکرار می‌کردند.

او به تایم می‌گوید: «شما با فردی روبه‌رو هستید که مأموریت اثرگذاری بر افکار عمومی را به دیگران واگذار می‌کند؛ فردی که از یک عنصر خارجی پول می‌گیرد تا فضای شبکه‌های اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. از نظر من، این مسئله بسیار، بسیار خطرناک است.»

پاسخ پارسکیل

پارسکیل این برداشت را رد می‌کند. او می‌گوید اینفلوئنسرهای اینترنتی با مجریان رادیو تفاوت دارند و قوانین کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا (FCC) اجازه نمی‌دهد دولت‌های خارجی بر برنامه‌های رادیویی اثر بگذارند. او تأکید می‌کند که فعالیتش شامل اعمال نفوذ بر رسانه‌های Salem نبوده است. پارسکیل می‌گوید: «قرارداد من با اسرائیل هیچ تأثیری بر مجریان Salem یا اینفلوئنسرهای مستقل ندارد.»

او سپس اضافه می‌کند: «این تصور که هر صدای حامی اسرائیل حتماً بخشی از یک عملیات هماهنگ است، مضحک است. این افراد از قبل هم از ترامپ حمایت می‌کردند و اسرائیل را متحد مهم آمریکا می‌دانستند. اینکه گفته شود من باید به آنها پول بدهم تا چنین دیدگاهی را بیان کنند، مثل این است که بگویید باید به خورشید پول بدهم تا طلوع کند. حمایت آنها مدت‌ها پیش از این کارزار وجود داشت و به من وابسته نیست.»

اما اسرائیل تنها کشوری نیست که می‌کوشد گفت‌وگوی آنلاین در آمریکا را به سود خود شکل دهد. دولت‌های سراسر جهان به طور فزاینده از عملیات نفوذ دیجیتال برای شکل دادن به افکار عمومی و پیشبرد منافع ملی خود استفاده می‌کنند. روسیه با استفاده از «مزارع ترول»، حساب‌های جعلی در شبکه‌های اجتماعی و اسناد هک‌شده، شکاف‌های سیاسی در ایالات متحده را تشدید کرده است؛ برجسته‌ترین نمونه آن در جریان انتخابات ۲۰۱۶ بود. ایران نیز با اتکا به شبکه‌های مخفی آنلاین و کارزارهای جعل هویت، روایت‌های همسو با تهران را تقویت کرده و منتقدان خود را هدف قرار داده است. چین هم عملیات نفوذ تحت حمایت دولت را در شبکه‌های اجتماعی غرب گسترش داده است. به این ترتیب، تلاش بازیگران خارجی برای اثرگذاری بر مباحث آنلاین در آمریکا دیگر یک استثنا نیست، بلکه به بخشی از ژئوپلیتیک امروز تبدیل شده است.

اما به اعتقاد مقام اطلاعاتی آمریکا، آنچه این پرونده را غیرمعمول می‌کند، هدف آن است؛ نه رأی‌دهندگان مردد یا افکار عمومی آمریکا، بلکه پایگاه سیاسی خود رئیس‌جمهور. او می‌گوید: «مهم است که درک کنیم اگر یک برد پارسکیل وجود دارد، افراد دیگری هم هستند.»


[i]  Salem Media Group یکی از مهم‌ترین و بانفوذترین شرکت‌های رسانه‌ای محافظه‌کار در ایالات متحده است. این شرکت را می‌توان معادل یک «اکوسیستم رسانه‌ای» دانست، نه صرفاً یک شبکه رادیویی. مخاطبان اصلی آن مسیحیان انجیلی (Evangelicals) و محافظه‌کاران آمریکایی هستند و از دهه ۱۹۷۰ تاکنون یکی از مهم‌ترین تریبون‌های رسانه‌ای جریان راست مذهبی آمریکا بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *