ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر چهارم شهریور ماه ۱۳۱۷ قطاری مزین به پرچم شیر و خورشید به ایستگاه چشمه سفید در دل رشتهکوههای زاگرس در استان لرستان رسید. این قطار حامل مسافران مهمی برای یک رویداد تاریخی در ایران بود. رضاشاه پهلوی همراه با ولیعهدش محمدرضا پهلوی در حالی که لباسهای رسمی نظامی به تن داشتند از قطار پیاده شدند تا مراسم افتتاح راهآهن سراسری ایران آغاز شود. اتفاقی که رضاشاه در همان مراسم از آن با عنوان تحقق رویای هشتاد ساله ایرانیان یاد کرد.
آرزوی ساخت راهآهن رویایی بود که از دوره ناصری در سر شاه و منورالفکرها بود اما در نهایت تحقق این رویای ناصری ماند برای پهلوی اول. این پروژه در جغرافیایی ساخته شد پر از پیچوخم و ناهمواریهای طبیعی؛ و به حق از شاهکارهای ساختوساز در ایران معاصر به شمار میآید. در زمان افتتاح، کارشناسان ارزش آن را حدود ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زدند و اینگونه پروژه سراسری راهآهن به گرانترین و گستردهترین پروژه ایران معاصر بدل شد.
در حالی که پروژه راهآهن سراسری محل بحثهای سیاسی در ایران درباره میراث سیاسی پهلویها بوده و هست، کتاب ایران در حرکت فراتر از ستایش و تکوهش، با نگاهی نو و متفاوت این پروژه را میکاود. نویسنده مفهوم جابجایی را در مرکز تحلیل خود قرار میدهد و در نتیجه دیدگاه پیچیدهتری عرضه میکند؛ اینکه چطور یک پروژه میتواند به اهداف اولیه خود و حتی فراتر از آن برسد و اما در پیچهای تاریخی به ناگاه در نقطهای کاملاً در تقابل هدف اولیهاش بنشیند. حاصل پژوهش دهسالهٔ نویسنده نشان میدهد که راهآهن چگونه ایران را به جایگاه تاریخی خود به عنوان جغرافیایی که شرق را به غرب وصل میکرد بازگرداند اما همین بازیابی جایگاه جهانی و زیرساخت ریلی در نقطهای از تاریخ منجر به اشغال ایران توسط قوای خارجی شد.
نکته مهم کتاب این است که نویسنده ساخت راهآهن سراسری را صرفاً یک پروژه دولتی نمیبیند بلکه در تحقیق خود از نخبگان سیاسی و مقامات دولتی فراتر میرود و به طیف گستردهای از کسانی که در پروژه درگیر بودهاند، مانند کارگران خارجی و داخلی، مهندسان، مهاجران و مسافران میپردازد. از سوی دیگر، قصد نویسنده آن است که غیر از واقعیت فیزیکی راهآهن سراسری، به نقشی که این سازه در تخیل و تصور ایرانیان از تحرک داشته، بپردازد. اگر بخواهیم درباره این تخیل صحبت کنیم، میتوانیم به این نکته اشاره کنیم که در تصور نخبگان مشروطه و اوایل پهلوی، جامعه ایران کًند و بیتحرک بود. در تصور آنان ایران مدرن میبایست چیزی سریعتر و تحرک در آن بیشتر میبود. به همین دلیل، راهآهن سراسری یکی از عناصر کلیدی در این تخیل مدرن بود. اما همانطور که ثمین رشیدبیگی در مروری که بر این کتاب نوشته، نویسنده نتوانسته بین تاثیرات عینی و ذهنی راهآهن سراسری رابطه برقرار کند و کتاب دوپاره میماند.
میکیا کویاگی نویسندهٔ ژاپنی کتاب هیچ قصدی برای نوشتن چنین کتابی نداشته. او در ابتدای کتاب نوشته که در حال تحقیق بر روی تربیتبدنی در دوره پهلوی اول در ایران بوده که در فرآیند خواندن مقالههای روزنامهها و مجلات فارسی در فاصله دو جنگ جهانی به دهها مقاله در رابطه با راهآهن سراسری ایران برخورده است. کویاگی به دلیل اینکه سالها کارمند شرکت راهآهن ژاپن بوده علاقمند میشود در ارتباط با ساخت راهآهن در ایران بیشتر بداند اما خیلی زود متوجه میشود تحقیق گستردهتری در این مورد وجود ندارد؛ بنابراین خودش دست به کار میشود و در نهایت حاصل کار پس از ده سال پژوهش میشود کتاب حاضر.
نویسنده در پژوهش خود نگاه ویژهای به روزنامهها و مجلات آن دوره داشته و تقریباً اجازه نداده هیچ مقاله و گزارشی در نشریات آن دوره درباره موضوع راهآهن در ایران از نگاهش پنهان بماند. بنابراین کتاب نگاه سیاسی و اجتماعی پررنگی دارد که به درست در مجموعه جامعه و سیاست انتشارات شیرازه جای گرفته است.