تورج اتابکی و روایت کنش فرودستان

آیا کارگران و فرودستان پیروان منفعل فرادستان هستند، یا اینکه خودشان تاریخ‌شان را می‌سازند؟

در فاصله میان دو جنگ جهانی، ایران شاهد رویدادهای مهم و قابل توجهی بود؛ قحطی و اعتصاب، مدرنیزاسیون آمرانه، کشف حجاب و حمله قوای متفقین به کشور. در روایت این رویدادها اما، روایتِ از بالا، یعنی بررسی نقش حاکمان، فرادستان و نخبگان بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد تا نقش مردمی که در رده‌های پایین سلسله‌مراتب اجتماعی قرار دارند و همه این داستان‌ها بر آن‌ها رفته است. گویی آن‌ها ابژه‌های منفعل تاریخ‌اند.

کتاب تاریخ فرودستان، جستارهایی در تاریخ اجتماعی و کارگری و ملی ایران مجموعه مقالاتی است که قرار است تاریخ همین فرودستان را بگوید؛ کسانی که لزوماً تهیدست نیستند، اما به حاشیه‌های جامعه رانده شده و از اعمال قدرت در آن محروم مانده‌اند. شکلی از تاریخ‌نگاری مارکسی، و متأثر از ای.پی.تامپسون –نویسنده کتاب الهام‌بخش تکوین طبقه کارگر در انگلستان. تامپسون شکلی از تاریخ‌نگاری جدید را عرضه کرد که در مقابل تاریخ کارگری قدیم که «تاریخی نهادی و متمرکز بر شرح تحولات سازمانی، بحث‌های سیاسی، رهبران و اعتصاب‌ها بود، می‌کوشید از راه کشف فرآیندهای کار و فرهنگ روزمره و نیز جنسیت، قومیت، نژاد و سن، به همراه ساختار خانواده، سکسوالیته، و سیاست‌های غیررسمی، مبارزات کارگران را زمینه‌مند کند.» یرواند آبراهامیان و چهره‌هایی نظیر استفانی کرونین، آصف بیات و تورج اتابکی مورخانی هستند که متأثر از همان سنت تامپسون دست به تاریخ‌نگاری اجتماعی فرودستان زده‌اند. در میان نسل جوان‌ترِ این سنت تاریخ‌نگاری، می‌توان از کتاب زندگی روزمره تهیدستان شهری نوشته علیرضا صادقی یاد کرد.

کتاب با نگاهی انتقادی به تاریخ‌نگاری‌های سده بیستم آغاز می‌شود که از نظر نویسنده بیش از هرچیز در خدمت آفرینش گذشته‌ای باشکوه بودند که بتواند مردمی را که به تازگی به‌واسطهٔ دولتی مدرن به یکدیگر پیوند خورده‌اند، هویتی ملی بخشد و به حفظ اقتدار و مشروعیت رژیم حاکم یاری دهد. در مقاله «غیاب کارگران در فراروایت‌های تجربه مدرنیته در ایران»، مصادیقی از تاریخ جنبش کارگری ایران، از جمله اعتصابات کارگری و فعالیت‌های احزاب در حد فاصل دو جنگ جهانی مطرح شده است تا شاهدی باشد در برابر روایتی که عاملیت بسط مدرنیته در کشور را انحصاراً به «دولت اقتدارگرای دوراندیش» نسبت می‌دهد.

در ادامه باز هم کارگران در متن هستند اما این‌بار در ارتباط با اتحاد جماهیر شوروی و بازوی جهانی‌اش یعنی بین‌الملل کمونیست(کمینترن) که در نظر نویسنده اقداماتش بیش از آنکه در خدمت منافع طبقاتی کارگران باشد، در جهت تأمین اهداف سیاست خارجی اتحاد جماهیر شوروی بود. به عنوان مثال کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی، بر کمونیست‌های خارجی مقیم شوروی فشار می‌آورد تا شهروندی این کشور را بپذیرند. از این طریق از فعالیت آن‌ها علیه حکومت‌های اقتدارگرای کشورهای خودشان جلوگیری می‌کرد، چرا که فعالیت آن‌ها در خاک شوروی، می‌توانست در مناسبات سیاسی شوروی و سایر کشورها اخلال ایجاد کند. فعالین ایرانی مقیم شوروی نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

دو مقاله پایانی به تعامل میان کارگران نفت و شرکت نفت ایران و انگلیس استعماری می‌پردازد. استثمار کارگران توسط این شرکت به حدی بود که در سال ۱۳۲۱ در حالی‌که حداقل دستمزد در سراسر کشور ۳۰ ریال بود، در این شرکت نفت تنها ۱۶ریال بود. این مقالات نشان می‌دهند که علیرغم وضعیت فلاکت‌بار کارگران شرکت نفت و سرکوب فزاینده، تشکل‌یابی و اعتراضات سازمان‌دهی‌شده در قالب اعتصاب، اصلاحاتی را در وضعیت زندگی کارگران ایجاد می‌کرد، اگرچه همچنان فاصله زیادی تا شرایط ایده‌آل باقی بود. این فشارهای از پایین توسط کارگران، بخشی از نیروی محرکه لازم برای ملی شدن صنعت نفت را فراهم می‌کرد. کتاب با روایت اعتصاب خونین سال ۱۳۲۵ که به دنبال سال‌ها وضعیت فلاکت‌بار دستمزدها، مسکن و بهداشت کارگران شرکت نفت اتفاق می‌افتاد، پایان می‌یابد. اعتصابی که به عنوان خون‌بارترین اعتراض کارگری در تاریخ کارگران خاورمیانه شناخته می‌شود.

روایت کتاب اما، برخلاف روش ای‌.پی.تامپسون عمدتاً در سطح فعالان صنفی، نهادی و روایت اعتصابات باقی می‌ماند و اشارهٔ چندانی به زندگی روزمره و فرهنگ مردم معمولی در آن به چشم نمی‌خورد. از طرف دیگر به نظر می‌رسد تلاش برای نقد رویکردی که عاملیت فرودستان در تاریخ را به کلی کنار می‌گذارد، به شکلی از شی‌واره کردن عاملیت فرودستان در مقالات کتاب منجر شده است، تا آنجا که به ندرت درباره ازخودبیگانگی و سلطه ایدئولوژیک فرادستان بر فرودستان سخنی به میان آمده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *