لحظه رزم‌آرا، لحظه تاسیس

محمد مالجو در تازه‌ترین پژوهش خود می‌گوید رزم‌آرا مبدع اولین سیاست اجتماعی ملی بوده است

متین غفاریان| مهاجرت‌های روستا به شهر در ایران در متن‌های جامعه‌شناسانه قبل از انقلاب مورد توجه بسیار بود. در این متن‌ها، مهاجرت به عنوان پیامد اصلاحات ارضی دیده می‌شد. اما محمد مالجو در کتاب کوچ در پی کار و نان: فاعلیت منفعلانه مستمندان آذربایجان از ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹ خورشیدی نشان می‌دهد که گسترش نسبی انواع جاده‌ها و راه‌ها و ازدیاد نسبی انواع وسایل حمل ونقل طی دوران سلطنت رضاشاه برای اولین‌بار تحرک جمعیتی گسترده در ایران دوران مدرن را تسهیل کرد. اما مهم‌تر این بود که این کوچ بزرگ مقدمه یکی از اولین مداخله‌های دولت از جنس سیاست اجتماعی را در رسیدگی به مستمندان شهرستان‌ها فراهم کرد. البته که بوروکراسی نیم‌بند دولتی در ایران پیش از این هم به فقر شهری واکنش نشان داده بود اما واکنش دولتی در این مورد به سطح ملی و سیاست‌گذاری اقتصادی و اجتماعی رسید. مالجو عقیده دارد که این لحظه، لحظه تاسیس سیاست‌های اجتماعی در ایران بوده است.

آنطور که مالجو روایت می‌کند از سال ۱۳۲۷ بر اثر خشکسالی و فقر، تعداد زیادی از روستائیان آذربایجان به سمت شهرهای این استان و بعد به سو تهران و شهرهای جنوبی‌تر کوچ می‌کنند. حضور این بلازدگان در سطح شهر، دولتی‌ها را به واکنش وامی‌دارد؛ واکنش‌ها اول از جنس توطئه‌اندیشی است، بعد سلبی است و از جنس بگیر و ببند و دست آخر که می‌فهمند چاره‌ اینها نیست دست به کار می‌شوند: عده‌ای را در گرم‌خانه مقیم می‌کنند و برای عده‌ای دیگر کارهایی از جنس عمران‌ شهری جور می‌کنند. مالجو معتقد است که همه این اقدامات پراکنده، ناهمگن بوده و در قیاس با جمعیت بلازدگان، کوچک بوده است. اما از سال ۱۳۲۹ دولت در سطحی بزرگ وارد چاره‌جویی در جهت اشتغال‌زایی می‌شود. مهم ترین اقدام را دولت رزم‌آرا انجام می‌دهد که برای اولین‌بار با وضع عوارض بر قند و شکر برای کمک به مستمندان، در تامین مالی سیاست‌های اجتماعی یک حرکت نوآورانهٔ بی‌سابقه انجام می‌دهد.

محمد مالجو پیش از این به تحلیل اقتصاد سیاسی ایران معاصر پرداخته بود و تمرکزش بر دوران جمهوری اسلامی متاخر بود. آنطور که خودش گفته در تحلیل‌های قبلی، سیاست‌های دولتی را بررسیده و بعد به نظرش رسیده که باید عاملیت‌های گوناگون طبقاتی و غیرطبقاتی را در هم تحلیلش ببیند. این ایده، او را به «دالان‌های تاریک تاریخ معاصر ایران» رهنمون می‌شود و در این راه، او در اولین قدم روی غیرمتمرکزترین و پائین‌ترین اقشار جامعه متمرکز شده: گدایان؛ و از ادوار تاریخی مختلف – از مشروطه تا کنون- روی مقطع تاریخی کوچ بلازدگان آذربایجانی متوقف شده است.

کتاب مالجو مانند کتاب‌های دیگر او، نظم و نسق دقیقی در روایت دارد و گرچه مقدمه‌چینی بلندی دارد اما اطناب ندارد و موضوع را با ضرباهنگ نسبتاً راحتی بیان می‌کند. سئوالی که در ذهن مخاطب به وجود می‌آید که به نظر جواب درخوری نمی‌یابد اصطلاح «فاعلیت منفعلانه» است که متناقض‌نما به نظر می‌رسد و در کل متن هم توضیحی که این ابهام را برطرف کند، نمی‌بینیم. به هر حال کتاب نیازمند مطالعه انتقادی تاریخ‌نگاران و جامعه‌شناسان، و بحث در این مورد است که آیا صرف کوچ کردن از سر بدبختی را می‌توان نوعی فاعلیت دانست یا خیر؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *