آگاتوس کراتیستن یکی از اشرافزادگان برجسته امپراطوری روم مأموریت یافته تا در دورهٔ پادشاهی قباد وارد ایران شود و شرححالی از وضعیت دربار و مردم کشور رقیب برای امپراطور تهیه کند؛ رقیبی سنتی که خبر قحطی و آشفتگی سیاسیاش در آفاق پیچیده است. در آغازِ رمان، خواننده همراهِ این سناتور نامدار میشود و با مشاهدات اعجاببرانگیز این سناتور از عظمت معماری تیسفون، آیینهایهای دربار، مناسباتِ رستههای ساسانی و روابط پیچیده و بحرانآمیز با همسایگان بیزانسی و تورانی آشنایی پیدا میکند. در دل داستان ناگهان خود را در میان شخصیتهای تاریخی و پهلوانان افسانهای ایران کهن چون مزدک، بُرزویه طبیب، قباد، فرنگیس و سیاووش مییابد. علاوه بر این، خود را در گرماگرم زندگی اجتماعی مردمانی از کوچه و بازار مییابد که هرگز پیش از این نامی و نشانی از آنها در هیچ متنی نیامدهاست.
رمان تاریخی مزدک یکی از جنبشهای بزرگ تاریخ ایرانزمین به رهبری مزدک را محور داستان خود قرار میدهد؛ زمینههای تاریخی و اجتماعی آن را حلاجی، و دورانی را که با حدس و گمان بسیار آمیخته است با عنایت به آخرین پژوهشهای تاریخی روایت میکند. طرفه آنکه شخصیت اصلی داستان نه مزدک، که جوان گمنامی به اسم آورام است که به خاطر تسلطش بر چندین زبان، به مقام دبیری دربار رسیده. او با دسترسی به منابع کتابخانه، رفت و آمد به دربار، آشنایی با مزدک و حضور در بطن زندگی مردم ما را با فضای اجتماعی، مناسبات قدرت و تبعیض روزافزونی آشنا میکند که منجر به شکلگیری جنبش مزدک میشود.
در جایی روزبه از یاران نزدیک مزدک اینگونه میگوید: «مردم ایرانشهر امروز تنها به دو گروه پرخوران و گرسنگان بخش نمیشوند، بلکه از این دو گروه یکی همه چیز دارد و دیگری نمیتواند حتی زنی در بستر داشته باشد. و مگر از یاد بردهاید که هر بار که دهقانان و مردمان رسته سوم از بزرگان نان و داد میخواهند، اینان خشم خود را با ریختن خون مردمان کیشهای دیگر فرو مینشانند؟»
کتاب از یک پیشدرآمد، سه بخش اصلی و بخشی با نام پایان سخن تشکیل شده است. بخش اول که «مزدک» نام دارد به شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیش از جنبش مزدک میپردازد. دورهای که بحرانهای فراگیر، تسلط شاه ساسانی بر اشراف و روحانیون را کاسته بود. بخش دوم با عنوان «درستدینان» به ایدههای مزدک، اتحاد با قباد، جنبش مزدکیان و در نهایت شکست و مرگ او میپردازد. اما کتاب به این مرحله بسنده نمیکند و در بخش سوم با نام «مزدکهای دروغین» امتداد حیات ایدههای مزدک در زیر لایههای جامعه ایرانی حتی پس از شکست ظاهری جنبش را ردیابی میکند. در حالی که فردوسی مزدک را شخصی «با دانش و رای و کام» میداند برخی منابع زرتشتی از او به عنوان ملحد بزرگ یاد کردهاند. موقع خواندن کتاب متوجه میشوید که نویسنده به کدام دسته از روایتها در باب این واقعه تاریخی اختلافبرانگیز متمایل است.
موریس سیماشکو که به عنوان نویسنده ملی قزاقستان شناخته میشود کتابهای زیادی در مورد تاریخ روسیه و آسیای مرکزی نوشته است. او دوران سربازی خود را در مرز ایران-ترکمنستان در زمان شوروی گذارند که به نظر میآید تأثیر زیادی بر حوزهٔ علایقش، مخصوصا نگارش مهمترین اثر او یعنی کتاب مزدک داشته است. مترجم کتاب هم تلاش کرده است تا لحن حماسی وقایع را تا حدی حفظ کند، حتی اقوالی را که نویسنده روسزبان از شاهنامه فردوسی و ویس و رامین اسعد گرگانی آورده پیدا کند و منظوم آنها را در متن بیاورد.
این کتاب تاکنون به زبانهای بسیاری ترجمه شده است. شگرد نویسنده در تعبیر آشنا ولی اختلافبرانگیز «رمان تاریخی» نهفته است؛ سبکی که دو عنصر «خیال» را که بنمایه رمان است و «واقعیت» را که بنمایه تاریخ است درهم میآمیزد. شکلی از روایت که تاریخ را بازسازی میکند و واقعیت را به شیوهای خیالانگیز باز میآفریند؛ سبکی ادبی که طرفداران خاص خود را دارد. به خاطر این سبک مشخص نیست که برخی بخشهای کتاب ریشه در واقعیتهای تاریخی دارد یا خیالپردازی نویسنده؛ نکتهای که هم میتوان حسن هم عیب اثر دانست.