محمد قائد، محمدعلی مجتهدی را که نقش آموزشی مهمی در دههٔ سی و چهل شمسی در ایران داشت، با صفتی به یاد میآورد که شاید بهترین توصیف از او باشد: پدرسالار. اما این تنها صفتی نبود که میشد برای او به کار برد. چهرهای کاریزماتیک چون او بدون شک نه تنها الگوی بیبدیل بسیاری از دانشآموزان ردهبالا و طبقهٔ متوسطیای بود که در دبیرستاناش درس خواندند بلکه شکل آموزشی که در مدرسهٔ البرز مستقر کرد، به قول قائد، اصلی طلایی را پیش رو قرار داده بود: «انضباط آری، فشار روانی نه.»
پرویز شهریاری او را «مردی میهندوست و باانضباط و در مواقع عادی خوشمشرب و طنزگو» توصیف میکند. محمدعلی همایون کاتوزیان یا عبدالله کوثری او را نمایندهٔ بهترین خصایص دولتمردی فرهیخته میدانند: آدمی که دزد نبود و، با عشقی عمیق و مسئولانه، مدرسهٔ البرز را که آموزشگاه خیلی از چهرههای برجستهٔ علمی و دیوانی بود، به اوج خود رساند. همهٔ این آدمها توصیفاتشان از مجتهدی را در کتاب اندیشهٔ البرز آوردهاند.
کتاب اندیشهٔ البرز، در کلیت خودش، تصویری موزاییکی از زندگی محمدعلی مجتهدی -دانشجوی درسخوان بورسیهٔ دولت در فرانسه در دههٔ ده شمسی و چهرهٔ آموزشی مهم در چند دههٔ بعد- ارائه میدهد. کسانی که در این کتاب دربارهٔ او نوشتهاند، از دوستان نزدیکاش تا دانشآموزان دبیرستاناش تا منتقدانی مانند محمد قائد، تا حدی ابعاد پیچیدهٔ زندگی او را تصویر کردهاند. به همین دلیل این کتاب به شکل مجموعهای خواندنی از یادداشتهایی در آمده است که برخلاف یادنامههای سراسرتمجید و حوصلهسربر دربارهٔ بزرگان ادب و هنر، میراث آموزشی و علمی او را از زوایای گوناگون میکاود و لایههای گوناگون زندگی شخصی و فعالیتهای آموزشی از هم باز میکند.
جدا از یادداشت بسیار خواندنی و انتقادی محمد قائد، یکی از یادداشتهای بسیار خواندنی این کتاب یادداشت دکتر کاتوزیان است که در آن نظریهٔ «جامعهٔ کلنگی (جامعهٔ کوتاهمدت)» خود را بر فرازوفرود زندگی حرفهای مجتهدی منطبق میکند و میکوشد نشان دهد که چگونه یک جامعهٔ کلنگی اجازه نمیدهد «خدمتگزار»ی مانند مجتهدی در آن رشد کند و فعالیتهای خود را پی بگیرد.
او در پایان این یادداشت مینویسد که «مجتهدی هم که برخلاف عادت جامعهٔ کلنگی استثنائاً از ریاست مدرسهٔ البرز کلنگی نشده بود بالاخره قسر در نرفت و از همهٔ شغلهایش کلنگی شد و با دلی شکسته و دستی تهی در غربت مرد». هر چند حرف اضافهٔ «از» در اینجا معنا جمله را مبهم میکند اما میتوان فهمید که کموبیش منظور دکتر کاتوزیان چیست.
کتاب اندیشهٔ البرز از دو بخش تشکیل شده است. بخش دوم کتاب همین مجموعهٔ یادداشتهاست اما بخش اول آن، «مقدمهٔ مبسوط» تحلیلی و تاریخی دقیق و خواندنی بهرام بیانی است که مشخصاً به فرازوفرود فعالیتهای آموزشی مجتهدی میپردازد و بهویژه با دقتی چشمگیر روند را میکاود که در آخر به برکناری عجیب مجتهدی توسط شخص شاه و بازنشستگی اجباری او در نیمهٔ دوم دههٔ چهل انجامید.
این مقدمهٔ ۱۸۰صفحهای چنان خواندنی و همهجانبه است که از آنچه خود بیانی «حیات علمی دکتر مجتهدی، از سالهای تحصیل در فرانسه تا روزهای بازنشستگی و خانهنشینی» میخواند، فراتر میرود و مناسبات اجتماعیفرهنگی و سیاسی آن دوران نیز در آن بازتاب یافته است. در این مقدمه نشان داده میشود که چگونه پروندهسازی ساواک و بدخواهی افراد و اشتباهات مجتهدی موجب شد که مجتهدی با یک جملهٔ شاهنشاه که «آقا تو برو پی کارت» نه تنها برکنار، بلکه خانهنشین شود.
کتاب اندیشهٔ البرز قرار بوده «در اواخر دههٔ هشتاد شمسی» منتشر شود اما گویا بنا به ملاحظاتی تا امروز به تأخیر افتاده است و از این لحاظ خاطرات مجتهدی (در مجموعهٔ تاریخ شفاهی به همت حبیب لاجوردی) سرنوشت بهتری نسبت به آن داشته است. کتابی دیگر با عنوان به مملکتتون خدمت کنید که شامل خودزندگینامهنوشتی از محمدعلی مجتهدی و برخی نوشتههای دیگر است، نیز بهتازگی منتشر شده است.