چرا کار خانگی زنان نامرئی است؟

چگونه می‌توان کار خانگی زنان را رؤیت‌پذیر کرد و نقش کارخانگی در بازتولید نیروی کار را به رسمیت شناخت؟

زنان بسیاری معلم، پرستار، نظافت‌چی و آشپز هستند و برای کارشان مزد دریافت می‌کنند، اما وقتی همین کار را در خانه‌های خودشان انجام می‌دهند، چندان به ذهن کسی نمی‌رسد که این کارها ارزش اقتصادی دارد و ذاتاً زنانه نیست.

سیلویا فدریچی، فمینیست و استاد علوم اجتماعی، یکی از بنیان‌گذاران کمپینی در دهه ۷۰میلادی است که هدف آن مطالبه مزد از دولت برای انجام کار خانگی بود؛ کمپینی که اگرچه به موفقیت چندانی دست نیافت، اما برای زنان بسیاری، روزنه‌ای به جهان بهتر بود. او همچنین نویسنده کتاب کالیبان و ساحره است؛ کتابی که به نقش حیاتی سرکوب و کشتار زنان در قالب ساحره‌کشی، در دوران اولیه شکل‌گیری سرمایه‌داری می‌پردازد. فدریچی در این کتاب این ایده را مطرح کرد که ساحره‌کشی با تفرقه‌افکنی میان گروه‌های مختلف فرودستان، از اتحاد آن‌ها در برابر نیروهای سرمایه‌داری، جلوگیری کرد.

کتاب انقلاب در نقطه صفر مجموعه‌ای از مقالات فدریچی حول کار مزدی و غیرمزدی زنان در خانه است که در سه بخش گردهم آمده‌اند. بخش اول تحت عنوان «تئوریزه کردن و سیاسی ساختن کار خانگی» عمدتا درباره این است که چرا مطالبه مزد برای کار خانگی، مطالبه‌ای انقلابی است و در راستای تغییر اساس نظم موجود قرار دارد.

از نظر فدریچی، کارزار مزد برای کار خانگی، کار نامرئی زنان در خانه را مرئی می‌کند و شکافی را از بین می‌برد که میان کار مزدی زنان به عنوان «کار واقعی» و کار غیرمزدی آن‌ها در خانه ایجاد شده است؛ کاری که اساسا به عنوان وظیفه طبیعی زنان به شمار می‌رود، و حتی از جانب اکثر روشنفکران چپ هم به رسمیت شناخته نمی‌شود. در بیشتر تحلیل‌های چپ، «مزد» تعیین‌کننده مرز میان کار و غیرکار است. در نتیجه حجم وسیع کاری که زنان در خانه انجام می‌دهند، وارد تحلیل‌ها نمی‌شود.

زنان حتی زمانی که شغلی در بازار کار دارند، زمان زیادی را صرف انجام کار خانگی می‌کنند. درنتیجه دولت و کارفرما می‌توانند از پرداخت هزینه‌های مربوط به خدمات اجتماعی، سر باز بزنند و آن را بر دوش زنان بگذارند. از نظر فدریچی، تا زمانی که کار خانگی به عنوان مسئولیتی فردی یا خانوادگی دیده شود، و نه مسئولیتی اجتماعی، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

سیلویا فدریچی، فمینیست و استاد علوم اجتماعی، یکی از بنیان‌گذاران کمپینی در دهه ۷۰ میلادی است که هدف آن مطالبه مزد از دولت برای انجام کار خانگی بود

بخش دوم کتاب با عنوان «جهانی‌سازی و بازتولید» به تأثیر جهانی‌سازی بر کار بازتولیدی زنان می‌پردازد. آزادسازی اقتصادی، جهان سوم را به مخزن نیروی کار ارزان برای جهان اول تبدیل کرده است. قوانین سختگیرانه مهاجرتی در کشورهای جهان اول، به کم‌ارزش‌تر شدن کارگران مهاجر کمک می‌کند. درحالی‌که بسیاری از زنان، در کشورهای پیشرفته، وارد بازار کار شده‌اند، این زنان مهاجر هستند که باید مسئولیت‌های آن‌ها را در خانه، در ازای مزدی اندک، به عهده بگیرند.

علاوه بر این، جهانی‌سازی اقتصاد باعث شده است تا از طرق دیگری نیز، بار مسئولیت بازتولید نیروی کار کلان‌شهرها بر دوش زنان جهان سوم قرار گیرد. در این رابطه فدریچی به بازار کودک گسترده‌ای اشاره می‌کند که ذیل سیستم فرزندخواندگی در جهان شکل گرفته و به تجارتی میلیاردی تبدیل شده است. تنها از کره جنوبی، سالانه ۵۷۰۰ کودک به آمریکا صادر می‌شود.

در بخش سوم کتاب با نام «بازتولید مشترکات»، درباره اشکال مختلف سازمان‌یابی زنان حول کار بازتولیدی، مراقبت از سالمندان و کشاورزی معیشت‌محور می‌خوانیم؛ اینکه زنان چگونه برای مبارزه در برابر سرمایه‌داری جهانی‌شده به تشکیل اجتماعات و مبارزه مشترک روی آورده‌اند. در این میان، فدریچی به نقد مارکس و مارکسیست‌ها می‌پردازد و آن‌ها را متهم می‌کند به اینکه سالمندان را به کلی از مبارزه خود حذف کرده‌اند و نقش محوری کار بازتولیدی زنان در بقای سرمایه‌داری را نادیده گرفته‌اند.

فدریچی، در این کتاب نسبت به نقدهایی که از جانب سایر فمینیست‌ها به ایده «مزد برای کار خانگی» وارد می‌شود، بی‌تفاوت نیست. او در برابر فمینیست‌هایی که معتقدند، دریافت مزد برای کارخانگی، زنان را برای همیشه در موقعیت خانه‌دار تثبیت می‌کند، بر اهمیت اتحاد میان گروه‌های مختلف زنان پافشاری می‌کند و معتقد است که مزد برای کار خانگی، کار خانگی زنان را رؤیت‌پذیر و میان زنان شاغل و زنان خانه‌دار، اتحاد ایجاد می‌کند. اتحادی که به عقیده فدریچی، یکی از مهمترین اصول موفقیت هر جنبش اجتماعی است. البته باب این بحث میان فمینیست‌ها همچنان گشوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *